شروع تیکتاک ساعت IT
همه همیشه خوشحال هستند که به شما بگویند چقدر تجربه نسبت به گواهینامهها و مدارک در کار IT مهم است. کمتر چیزی در صنعت اینقدر مورد توافق است. آنچه تکاندهنده است، اما، این است که چقدر اغلب آن توصیه به واقعیت عملی تبدیل نمیشود.
تازهکاران امیدوار IT، وقتی راهنمایی میخواهند، ارزش تجربه را به آنها میگویند اما سپس به همه جا به جز سمت تجربه هدایت میشوند با توصیهای که دریافت میکنند. این هیچ معنایی ندارد. هنگام درخواست برای مشاغل IT، مدیران استخدام و بخشهای منابع انسانی علاقهمند به دانستن این هستند که شما چه زمانی در IT شروع کردید و چند سال در این حوزه بودهاید. این یک عدد سخت است و یکی که هرگز نمیتوانید آن را تغییر دهید وقتی تنظیم شد. تاریخ شروع شما عاملی از کار شما است که برای بقیه عمرتان با آن میمانید. میتوانید هر زمانی مدرک بگیرید. میتوانید هر زمانی گواهینامه بگیرید. اما تاریخ ورود شما به حوزه دائمی است، مهمترین چیزی است که یک متخصص IT امیدوار باید روی آن تمرکز کند.
چیزهای زیادی به عنوان اولین "تاریخ شروع" در یک کار محسوب میشوند. آنچه مهم است ورود به یک موقعیت IT واقعی یا یک موقعیت توسعه نرمافزار است تا آن تاریخ را تا حد امکان زودتر تثبیت کند. (تقریباً همه در این حوزه حوزه مهندسی نرمافزار را به عنوان تجربه مستقیماً مرتبط با IT میپذیرند حتی اگر از نظر فنی IT نباشد.) این به تجربهای حساب میشود که به نوبه خود میتواند به چیزهای دیگری از جمله واجد شرایط بودن برای موقعیتها، افزایش حقوق یا حتی تجمع مرخصی یا مزایای مشابه حساب شود. اغلب متخصصان IT امیدوار به محدوده احتمالات برای ایجاد آن تاریخ ورود به حوزه فکر نمیکنند و فرصتها را نادیده میگیرند یا ارزش تاریخ ورود را دست کم میگیرند و از فرصتهایی که به شدت به آنها سود میرساند انصراف میدهند و انتخاب میکنند به جای آن روی فعالیتهای "اجتماعاً پذیرفتهتر" تمرکز کنند که در نهایت نقش بسیار کمتری در مجموع کارشان دارند.
واضحترین مثال از تاریخ ورود IT به دست آوردن یک موقعیت سطح پایه در این حوزه است. چون این خیلی واضح است، بسیاری از مردم فراموش میکنند که گزینههای دیگری هم وجود دارد و میتوانند به راحتی بیش از حد روی پیدا کردن اولین شغل "معمولی" خود، معمولاً در یک میز کمک، تمرکز کنند و ممکن است از همه چیز دیگری غافل شوند.
بدتر از آن، معمول است که فرضیاتی درباره نحوه معمول به دست آوردن اولین شغل ایجاد شود و سپس به دلیل مراحل فرضی برای رفتن از A به B، اغلب تمرکز به آن مراحل منتقل میشود و هدف واقعی کاملاً از دست میرود. به عنوان مثال، اغلب فرض میشود که یک مدرک دانشگاهی و گواهینامههای صنعتی برای ورود به یک موقعیت سطح پایه الزامی هستند. مطمئناً درست است که یک تحصیل و گواهینامهها میتوانند ورود به صنعت را بسیار آسانتر کنند. اما خودشان هدف نیستند، ابزارهایی برای رسیدن به هدف هستند. دریافت کار برای شروع یک کار هدف است، اما اغلب آن مراحل اضافی در راه فرصتهای شغلی قرار میگیرند و از دست دادن تمرکز، متخصصان IT بالقوه را به اشتباه میکشاند تا فرصتهای شغلی را نادیده بگیرند چون روی دستاوردهای نزدیک مانند گواهینامهها تمرکز کردهاند به جای اینکه به زندگیشان از سطح هدف نگاه کنند.
بارها شنیدهام که دانشجویان IT میپرسند آیا باید یک پیشنهاد شغلی در کار انتخابیشان را بپذیرند یا به جای آن مسیر تحصیلی را ادامه دهند. حتی اگر شغل خیلی خوب باشد، به نظر میرسد که تقریباً به طور یکپارچه انتخاب بر رد کردن موقعیت حرفهای بحرانی خواهد بود زیرا دانشجو تمرکز خود را از دست داده و به هدف نزدیک خود فکر میکند، تحصیلاتش، و هدف واقعی را فراموش کرده، کارش. این واکنش بسیار رایجتر از آن چیزی است که کسی درک میکند و برای چشماندازهای دانشجویان بسیار مضر است. شاید اغلب احساس میکنند که چون یک فرصت قبل از اتمام تحصیلاتشان آمده، موقعیتهای سطح پایه خوب رایج و آسان هستند، شاید به سادگی فراموش کردهاند که اصلاً چرا به مدرسه میرفتند و شاید به سادگی نگران کارشان نیستند و میخواهند زمانشان را در دانشگاه استراحت کنند قبل از برداشتن آن قدم بعدی. بسیاری از دانشجویان احتمالاً از اتمام تحصیلاتشان اگر قبل از اتمام موقعیتی در IT بگیرند میترسند اما گزینههای بسیار خوبی وجود دارد که هم نیازهای بحرانی کارشان و هم اتمام تحصیلاتشان به شیوهای خوب را امکانپذیر میکند. گرفتن یک موقعیت شغلی نباید تأثیر منفی بر توانایی اتمام تحصیل داشته باشد اگر فرآیند آموزشی هنوز مهم تلقی شود.
چندین راه وجود دارد که اجازه میدهد "ساعت کار" – همانطور که دوست دارم به آن فکر کنم – شروع به تیکتاک کند. آسانترین برای اکثر مردم، به خصوص آنهایی که نسبتاً جوان هستند، پیدا کردن یک کارآموزی است. کارآموزیها حتی برای افراد بسیار جوان، دوران راهنمایی یا اوایل دبیرستان و به طور کلی تا اواسط یا حتی اواخر دهه بیستم، میتوانند پیدا شوند. کارآموزیها میتوانند به طور شگفتانگیزی ارزشمند باشند، هم به این دلیل که اغلب زودترین ورود به حوزه را امکانپذیر میکنند (به خصوص کارآموزیهای بدون حقوق) که معمولاً چندین سال زودتر از سایر گزینهها با کمترین انتظارات اولیه است. دانشجویانی که از سن جوانی کارآموزی میکنند اغلب میتوانند یک پیشرفت شغلی دو تا ده ساله نسبت به همتایان بدون کارآموزی خود داشته باشند! توانایی جهش به جلو در کارتان میتواند چشمگیر باشد. کارآموزیها فراوان هستند و تعداد کمی از دانشجویان زمان و تلاش لازم برای سرمایهگذاری در آنها را صرف میکنند. آن دانشجویانی که واقعاً به کارآموزی علاقه دارند احتمالاً هیچ مشکلی برای تأمین یکی نخواهند داشت.
کارآموزیها میتوانند بسیار ارزشمندتر از مشاغل معمولی باشند زیرا طبیعتاً باید شامل مقداری مربیگری و پروژههایی باشند که برای آموزش طراحی شدهاند. یک شغل سطح پایه معمولاً روی وظایف ساده و بسیار تکراری تمرکز میکند که نسبتاً کم یاد میدهند در حالی که یک کارآموزی واقعی باید روی رشد و توسعه مهارتها و درک انضباط IT تمرکز کند. به این دلیل، یک کارآموزی خوب به طور کلی یک رزومه را بسیار سریعتر از اکثر روشهای دیگر میسازد و تجربه ایجاد میکند، اغلب اجازه میدهد طیف گستردهتری از مناطق مختلف IT در معرض دید قرار گیرند.
مسیر خوب دیگری برای ورود به IT در اسرع وقت کار داوطلبانه است. این کمی شبیه کارآموزی است با این تفاوت که از طرف متخصص IT امیدوار تلاش و عزم بیشتری میطلبد و انتظار مربیگری و نظارت را ندارد. یک نقش داوطلبانه همیشه بدون حقوق است اما به همین دلیل اغلب انعطافپذیری و فرصت زیادی ارائه میدهد. جاهای زیادی هستند که به داوطلبان IT نیاز دارند یا از آنها استقبال میکنند مانند کلیساها، مدارس خصوصی و سایر سازمانهای غیرانتفاعی که با بودجههای محدود کار میکنند. با کار داوطلبانه اغلب فرصتهای بیشتری برای تصمیمگیری خواهید داشت و احتمالاً با نیازهای فکر کردن به IT در محدودیتهای مالی روبرو میشوید که در حالی که در سازمانهای غیرانتفاعی معمولاً سختتر است، در هر نمونهای از IT وجود دارد. این قرار گرفتن در معرض تجارت حتی برای ساختن رزومه بهتر است.
داوطلب شدن معمولاً در سن جوان دشوارتر است و سطحی از بلوغ و دانش اغلب اما نه همیشه مورد نیاز است. داوطلب شدن در یک سازمان غیرانتفاعی بزرگتر که قبلاً دارای IT پولی یا IT داوطلب ارشدتر است ممکن است داوطلب شدن و یک وضعیت شبه کارآموزی را ترکیب کند. در حالی که یک سازمان غیرانتفاعی کوچکتر، مانند کلیساها یا مشابه، ممکن است منجر به تنها سروکار داشتن با IT شود که میتواند بسیار آموزنده باشد اما احتمالاً دلهرهآور و حتی طاقتفرسا برای یک متخصص IT جوانتر یا نوپای در حال شکلگیری. یک داوطلب در یک سازمان غیرانتفاعی کوچک ممکن است در موقعیتی باشد که یک دپارتمان IT را از ابتدا تا انتها اداره کند، قبل از اینکه حتی در اولین موقعیت سنتی خود استخدام شود.
البته هیچ رویکرد واحدی نیازی نیست به تنهایی اتخاذ شود. کارآموزی با یک شرکت انتفاعی و داوطلب شدن همچنین میتواند حتی بهتر باشد و نقطه ورود IT قویتر و ارزشمندتری ایجاد کند. گاهی اوقات کار کارآموزی یا داوطلبانه حتی بعد از پیدا کردن استخدام سنتی و با حقوق ادامه پیدا میکند زیرا یکی قبضها را پرداخت میکند در حالی که دیگری رزومه را میسازد.
گزینههای حتی کمتر سنتیتری هم میتوانند وجود داشته باشند مانند راهاندازی یک کسبوکار به تنهایی که به طور کلی بسیار دشوار است و اغلب در سنین جوان امکانپذیر نیست یا پیدا کردن کار سنتی در سن بسیار پایین. راهاندازی یک کسبوکار اغلب حجم زیادی از مهارتهای تجاری و مقدار کمی از مهارتهای IT را یاد میدهد و میتواند به شکل بالقوه مخرب بسیار ارزشمند باشد. در مقایسه با سایر رویکردها این در شرایط عادی بسیار پرخطر است. مطمئناً میتوان انجام داد اما به ندرت بهترین انتخاب تلقی میشود.
آنچه بیشتر از همه اهمیت دارد پیدا کردن موقعیتی است که یک نقطه شروع به IT ایجاد کند. وقتی آن میخ در زمین استعاری کوبیده شد تنظیم شده است و تمرکز میتواند به کسب مهارت، تجربه گستردهتر، تحصیل، گواهینامهها یا هر چیزی که برای بردن کار به سطح بعدی نیاز است منتقل شود. تمام آن مهارتهای بعدی نرم هستند، میتوانند در صورت نیاز بهبود یابند. اما آن تاریخ شروع هرگز نمیتواند جابجا شود و کاملاً بسیار مهم است.
اغلب به دانشآموزان دبیرستان و دانشگاههای امیدوار IT خوب گفته نمیشود که این فرصتها به راحتی در دسترس هستند و چقدر مهم هستند. خیلی اوقات جامعه یا ماشین آموزشی تثبیتشده دانشجویان و کسانی که در سنین دانشگاهی هستند را تشویق میکند تا فرصتهای حرفهای را کم ارزش بشمارند و روی تحصیل تمرکز کنند به زیان تجربه و کارهای دراز مدت خود. IT و توسعه نرمافزار کارهایی نیستند که با برنامهریزی شغلی سنتی به خوبی پشتیبانی میشوند و به خصوص برای کسانی که تا زمانی که احساس "آمادگی" نکنند وارد آنها نمیشوند مناسب نیستند زیرا همیشه کسانی با جاهطلبی و انگیزه در سن بسیار پایینتری این کار را میکنند که پایهای از کار را بسیار قبل از اینکه اکثر همتایانشان حتی به آینده خود فکر کنند ساختهاند. IT مسیر شغلی است که جسوران را پاداش میدهد.
نیازی نیست از مسیر سنتی مستقیم و باریک در IT پیروی کنید. این مسیر وجود دارد و بسیاری آن را دنبال خواهند کرد؛ اما تنها مسیر نیست و کسانی که از آن منحرف میشوند اغلب خود را در مزیت بزرگی مییابند.
هر مسیری که در جستجوی شغل در IT انتخاب میکنید، مطمئن شوید که به شدت به نیاز نه فقط کسب مهارت بلکه ایجاد تجربه و شروع به تیکتاک ساعت آگاه باشید.


