مهمترین مهارتهای مورد نیاز در IT

IT در حباب وجود ندارد. IT یک توانمندساز کسبوکار است، روشی برای تبدیل یک کسبوکار موجود به کسبوکاری کارآمدتر، مقرونبهصرفهتر، چابکتر و توانمندتر. به استثنای علاقهمندان خانگی، و حتی در آنجا هم این کاملاً صحیح نیست – IT تابع کسبوکاری است که از آن پشتیبانی میکند. هدف، مقصد و بودجه دارد. کسبوکار زمینهای را که در آن IT وجود دارد فراهم میکند.
من هر روز با طیف گستردهای از متخصصان IT صحبت میکنم. با بازارهای سازمانی و کسبوکارهای کوچک کار میکنم و در یک هیئت بازبینی که برنامههای IT و توسعه نرمافزار در یک دانشگاه را نظارت میکند، فعالیت دارم. در آن هیئت از ما پرسیده شد: «تنها مهارت حیاتی که در فارغالتحصیلان دانشگاهی که به دنبال شغل در IT هستند، کمبود دارند چیست؟»
پاسخ به این سوال به طور قاطعانه «توانایی نوشتن و برقراری ارتباط مؤثر» بود. نه، این یک مهارت فناوری نبود. حتی مهارتی که توسط بخش کامپیوتر یا فناوری تدریس میشد هم نبود. آنچه نیاز داشتیم این بود که بخش زبان به این دانشجویان سختگیرتر باشد و دانشگاه کلاسهای زبان بیشتر و سختتری را برای غیر متخصصان الزامی کند و مطالبه کند که این مهارتها در کلاسهای همه رشتهها به کار گرفته شود و این مهارتها صرفاً برای کلاسهای متمرکز بر زبان محدود نشود.
توانایی برقراری ارتباط مؤثر در هر حرفهای حیاتی است، اما IT به ویژه حوزهای است که باید بتوانیم مقادیر زیادی از دادهها، هم فنی و هم انتزاعی، را به سرعت، دقت و با دقت فوقالعاده انتقال دهیم. اکثر حوزهها به همان اندازه IT شما را برای ندانستن استفاده صحیح از فاصله سفید یا بزرگنویسی، هجیسازی یا زمینه مجازات نمیکنند. IT سطحی از توجه به جزئیات را میطلبد که حتی در حوزههای حرفهای هم نادر است.
به عنوان یک مثال اصلی، استفاده نادرست از «Xen server» به جای «XenServer» را نه بار در تلاش برای دریافت کمک فنی دیدهام – که اجتنابناپذیر به توصیههای بیفایده منجر شد، زیرا اینها نامهای اختصاصی دو محصول متفاوت با تنظیمات، فروشندگان و رویههای عیبیابی منحصربهفرد هستند. چه ساعتهای از دست رفته بهرهوری برای هر یک از آن شرکتها صرفاً به این دلیل اتفاق افتاده که کسی نمیتواند محصول نرمافزاری را که به دنبال کمک برای آن است به درستی شناسایی یا انتقال دهد؟ بدتر از آن، دیدهام که همین محصول به عنوان ZenServer یا ZEN server نامیده شده – که هر دو نامهای صحیح برای محصولات نرمافزاری دیگری هستند. بله، چهار محصول مختلف که همگی همآوا هستند و برای تمایز قابل اعتماد از یکدیگر نیاز به هجیبندی، فاصلهگذاری و بزرگنویسی صحیح دارند. بدترین سناریو زمانی است که کسی «Xenserver» یا «Xen Server» مینویسد، که هیچکدام نام دقیق هیچ محصولی نیستند، و ابهام به این معنی است که حداقل دو محصول به یک اندازه از آنچه داده شده دور هستند. فردی که صحبت میکند اغلب احساس میکند که نیاز به دقت «آزاردهنده» است، اما درک نمیکند که چرا توصیههایی که دریافت میکند به نظر نمیرسد در موقعیتش قابل اجرا باشد.
اشتباهات نوشتاری زیادی دیدهام که باعث سردرگمی شده – اشتباه گرفتن نسخههای Windows یا اشتباه گرفتن «VMWare Server» با «VMWare ESXi» زیرا کسی به هر دو یا هر کدام صرفاً به نام فروشنده اشاره میکند و نه محصول، فراموش میکند که آن یک فروشنده حداقل پنج یا بیشتر محصول مجازیسازی مختلف دارد. اینها مهارتهای اساسی زبان نوشتاری هستند که برای کار موفق در IT ضروری هستند. نه تنها فقدان این مهارت چالشهای فنی در برقراری ارتباط با همتایان ایجاد میکند، بلکه نشاندهنده ناتوانی در مستندسازی یا جستجوی اطلاعات به صورت قابل اعتماد است – برخی از رایجترین و حیاتیترین مهارتهای IT. البته این همچنین به این معنی است که یک متخصص IT در این موقعیت ممکن است مسئول خرید محصول اشتباه از فروشنده اشتباه باشد، صرفاً به این دلیل که برای دقیق بودن در تکرار نامهای محصول یا فروشنده وقت نگذاشته، یا ممکن است با پیروی از توصیهها یا مستندات نامناسب به سیستم آسیب برساند.
مهارتهای ارتباطی خوب بسیار فراتر از مستندسازی فنی و تعاملات همتا هستند – توانایی برقراری ارتباط با کسبوکار یا سایر گروههای پشتیبانی در سازمان، با فروشندگان یا مشتریان نیز بسیار مهم است. IT، بیشتر از تقریباً هر حوزه دیگری، اطلاعات را جمعآوری، پردازش و توزیع میکند. اگر یک متخصص IT نتواند این کار را به دقت انجام دهد، ارزشش به سرعت کاهش مییابد.
متخصص IT که به دنبال پیشرفت شغلی فراتر از اهداف فنی محض است، باید توانایی تعامل با سایر بخشها، به ویژه عملیات و مدیریت کسبوکار در اکثر موارد، را داشته باشد. اینها حوزههایی در اکثر شرکتها هستند که کلمه نوشتاری، همچنین ارائه، بسیار ارزشمند است و عضو تیم IT که میتواند توصیهها را به مدیریت ارائه دهد، دیدهپذیری بهتری در سازمان خواهد داشت. بخشهای فناوری به افرادی با این مهارتها نیاز دارند تا نیازهای خود را به موفقیت به کسبوکار ارائه دهند. بدون این مهارت در میان صفوف، بخشهای IT اغلب در پیشبرد پروژههای حیاتی، تأمین بودجه یا کسب دیدهپذیری لازم برای کار مؤثر در سازمان شکست میخورند.
دومین مهارت بزرگ مورد نیاز در بخشهای IT امروز، درک کسبوکار است – هم کسبوکار به طور کلی و هم آن کسبوکار خاص که به کسبوکار اختصاصی سازمان خودشان اشاره دارد. همانطور که در ابتدای این مقاله گفتم، IT یک توانمندساز کسبوکار است. اگر متخصصان IT نفهمند که IT چگونه با کسبوکارشان مرتبط است، در موقعیت ضعیفی برای ارزیابی نیازهای IT و ارائه توصیهها در زمینه کسبوکار خواهند بود. هر کاری که IT انجام میدهد برای کسبوکار انجام میدهد، نه برای فناوری و نه برای اهداف خودش.
در میان صفوف IT، هیجانزده شدن درباره محصولات و رویکردهای جدید آسان است – ما این چیزها را دوست داریم و احتمالاً این عامل تأثیرگذاری در خواستن کار در IT بوده است. اما یافتن جدیدترین نسخه نرمافزار هیجانانگیز یا جدیدترین، سریعترین سختافزار «جالب» احساساتی نیستند که با یک متخصص کسبوکار که نیاز به درک پیامدهای سرمایهگذاری فناوری دارد، رزونانس ایجاد کنند. متخصصان IT که میخواهند از اجراکنندگان صرف فناوری به توصیهکنندگان و مشاوران فناوری تبدیل شوند، باید بتوانند به روانی با افراد کسبوکار به زبان خودشان صحبت کنند و تصمیمات IT را در چارچوب کسبوکار و نیازهایش تنظیم کنند.

