حوزههای استاندارد تخصص در فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات و زیرساخت کسبوکار یک حوزه گسترده است که پر از فرصتهای شغلی متعدد و بسیار متنوع است، نه تنها در صنایعی که در آنها کار میشود، بلکه در نوع کاری که انجام میشود. به ندرت دو شغل فناوری اطلاعاتی واقعاً یکسان هستند. تنوع شگفتانگیز است. با این حال، تمرکزهای شغلی استاندارد خاصی وجود دارند و باید توسط همه افراد در این حوزه شناخته و دانسته شوند زیرا اصطلاحات مهمی برای درک متقابل فراهم میکنند.
بسیار مهم است توجه داشته باشید که مانند هر حوزهای، رایجترین حالت این است که یک فرد در طول مسیر شغلی خود و حتی همزمان بیش از یک نقش داشته باشد. همانطور که کسی ممکن است نیمهوقت آشپز برگر و نیمهوقت صندوقدار باشد، کسی ممکن است زمانش بین نقشهای مختلف فناوری اطلاعاتی تقسیم شود. اما باید بدانیم این نقشها چه هستند و چه معنایی دارند تا بتوانیم ارزش، تجربه و انتظار را به دیگران منتقل کنیم.
اینها چیزهایی هستند که ما به عنوان «تخصصهای فناوری اطلاعات» از آنها یاد میکنیم و حوزههای تمرکز خاص و فرصت مهارت عمیق در فناوری اطلاعات هستند. اینها اغلب فقط نمایانگر نقشهای شغلی در فناوری اطلاعات نیستند، بلکه در کسبوکارهای بزرگ معمولاً نمایانگر بخشهای کاملی از همکاران شغلی هستند که با هم کار میکنند. هیچیک از این حوزههای تمرکز از دیگری ارشدتر یا کمارشدتر نیست، اینها حوزههای مختلف هستند نه سطوح. هیچ پیشرفت طبیعی یا ارگانیکی از یک حوزه تخصصی فناوری اطلاعات به حوزه دیگر وجود ندارد، اما همه تجربه فناوری اطلاعاتی ارزشمند است و انتظار میرود که تجربه در یک حوزه تخصصی فرد را برای یادگیری سریعتر و سازگاری با حوزه دیگری آماده کند.
اصطلاحات «مدیریت» و «مهندسی» اغلب امروزه به کار میروند، اینها دوباره سطح نیستند و نه حوزههای تخصصی. اینها به تمرکز یک نقش بر عملیات (اجرای سیستمهای تولید) یا طراحی سیستمها برای استقرار اشاره دارند. این دو حوزههای تخصصی را به اشتراک میگذارند. بنابراین، به عنوان مثال، تخصص سیستمها نیاز به هر دو بار کاری مدیریت و مهندسی در آن خواهد داشت.
سیستمها. مخفف از «سیستمعاملها». نقشهای سیستمها بر سیستمعاملها، معمولاً سرورها (اما نه لزوماً در همه موارد) تمرکز دارند. این پرکاربردترین نقش تخصصی فناوری اطلاعاتی است. در سیستمها، تخصصها معمولاً شامل Windows، RHEL، Suse، Ubuntu، AIX، HP-UX، Solaris، FreeBSD، Mac OSX و غیره هستند. تخصصهای سطح بالا مانند UNIX با یک فرد یا بخش که هر سیستمی که تحت این چتر قرار میگیرد را ارائه میدهد رایج است، یا سازمانهای بزرگتر ممکن است AIX، Solaris، RHEL و FreeBSD را به چهار تیم مجزا تقسیم کنند تا تمرکز محکمی بر مهارتها، ابزارها و دانش داشته باشند. متخصصان سیستمها پلتفرم برنامه را فراهم میکنند که برنامههای کامپیوتری (که پایگاههای داده را نیز شامل میشود) بر روی آن اجرا خواهند شد. پشتیبانی دسکتاپ معمولاً به عنوان یک زیرتخصص سیستمها دیده میشود و یکی است که اغلب به صورت عملی با نقشهای کاربر نهایی و helpdesk تقاطع دارد.
پلتفرمها. همچنین به عنوان تیمهای مجازیسازی یا ابر شناخته میشوند (بسته به نقش دقیق)، تخصص پلتفرم بر لایه انتزاع و مدیریت (هایپروایزور) که بین سختافزار فیزیکی و سیستمعامل(ها) قرار میگیرد یا میتواند قرار بگیرد تمرکز دارد. این تیم معمولاً بر برنامهریزی ظرفیت، مدیریت منابع و قابلیت اطمینان تمرکز دارد. تمرکزهای درون تخصص پلتفرم معمولاً شامل VMware ESXi، vCloud، Xen، XenServer، KVM، OpenStack، CloudStack، Eucalyptus، Hyper-V و غیره میشود. با ظهور پلتفرمهای میزبانیشده عظیم، نیازی به تمرکز بر پیادهسازیهای خاص میزبانیشده پلتفرمهایی مانند Amazon AWS، Microsoft Azure، Rackspace، Softlayer و غیره نیز ایجاد شده است.
ذخیرهسازی. ذخیرهسازی دادهها آنقدر برای فناوری اطلاعات حیاتی است که به عنوان یک تخصص مجزا و بسیار متمرکز خود مطرح شده است. متخصصان ذخیرهسازی معمولاً بر سیستمهای SAN، NAS و object store تمرکز دارند. حوزههای تمرکز ممکن است شامل ذخیرهسازی بلوک به طور کلی باشد، یا ممکن است تا محصول یا خط محصول خاصی مانند EMC VMAX یا HPE 3PAR کاهش یابد. با رشد اخیر در فناوریهای ذخیرهسازی مقیاسپذیر، عرصه ذخیرهسازی هم از نظر اندازه کلی و هم از نظر عمق انتظار مهارت در حال رشد است.
پایگاههای داده. مشابه ذخیرهسازی، پایگاههای داده «پشتیبانی» حیاتی از اطلاعات را برای مصرف توسط سایر بخشها فراهم میکنند. در حالی که از نظر مفهومی پایگاههای داده و ذخیرهسازی همپوشانی دارند، در عمل این دو به شکل چشمگیری در نحوه برخورد با آنها جدا هستند. ذخیرهسازی را به عنوان ذخیرهسازی «کند»، «غیرساختاریافته» یا «انبوه» و پایگاه داده را به عنوان ذخیرهسازی «هوشمند»، «متمرکز» یا «بسیار ساختاریافته» میبینیم. در سطح بنیادی خود، این دو در واقع کاملاً سخت است که از هم تشخیص داده شوند. در عمل، آنها بسیار متفاوت هستند. متخصصان پایگاه داده به طور خاص بر خدمات پایگاه داده کار میکنند، اما به ندرت پایگاه داده ایجاد میکنند و مطمئناً برنامههای متصل به پایگاه داده کدنویسی نمیکنند. مانند همتایان سیستمی خود، متخصصان پایگاه داده (اغلب DBAs نامیده میشوند) پلتفرم پایگاه داده را برای مصرف سایر تیمها مدیریت میکنند. تمرکزهای پایگاه داده میتوانند سطح بالایی مانند پایگاههای داده رابطهای یا غیررابطهای (NoSQL) باشند. یا، رایجتر، یک DBA بر یک یا چند برنامه پایگاه داده بسیار خاص مانند Informix، MS SQL Server، DBase، Firebird، PostgreSQL، MariaDB، MySQL، MongoDB، Redis، CouchDB و بسیاری دیگر تمرکز میکند.
برنامههای کاربردی. برنامههای کاربردی محصول نهایی هستند که همه اجزای پلتفرم دیگر از سیستمهای فیزیکی، پلتفرمها، سیستمها، ذخیرهسازی، پایگاههای داده و موارد دیگر را مصرف میکنند. برنامههای کاربردی مؤلفه نهایی پشته محاسباتی هستند و میتوانند انواع بسیار گستردهای داشته باشند. متخصصان برنامههای کاربردی هرگز از این اصطلاح استفاده نمیکنند بلکه به عنوان متخصص یک برنامه یا مجموعه برنامههای خاص شناخته میشوند. برخی خانوادههای برنامههای کاربردی مانند CRM و ERP آنقدر بزرگ هستند که یک مسیر شغلی کامل ممکن است صرف یادگیری و پشتیبانی از یک برنامه (مانند یک سیستم SAP ERP) شود. در حالی که در بسیاری از موارد دیگر ممکن است در طول یک مسیر شغلی صدها برنامه کوچک را مدیریت و نظارت کرد. حوزههای رایج برنامههای کاربردی شامل CRM، ERP، ایمیل، پورتالهای وب، سیستمهای صورتحساب، ردیابی موجودی، ردیابی زمان، بهرهوری و موارد بسیار دیگر میشود. برنامههای کاربردی میتوانند تقریباً هر چیزی را شامل شوند و در حالی که برخی با ارزش بالا هستند مانند یک سیستم ایمیل Exchange؛ برخی دیگر ممکن است بسیار ناچیز باشند مانند یک ابزار دسکتاپ کوچک برای محاسبه سریع نرخ وام مسکن.
شبکه. شبکهها رایانهها را به هم متصل میکنند و طراحی و مدیریت زیادی به تنهایی نیاز دارند که آنها را اغلب دومین تخصص بزرگ در فناوری اطلاعات میکند. متخصصان شبکه بر باسها، هابها، سوئیچها، روترها، دروازهها، فایروالها، دستگاههای مدیریت تهدید یکپارچه، VPNها، پروکسیهای شبکه، متعادلکنندههای بار و سایر جنبههای اجازه دادن به رایانهها برای صحبت با یکدیگر کار میکنند. متخصصان شبکه معمولاً بر یک فروشنده مانند Cisco یا Juniper تمرکز میکنند نه انواع محصول مانند سوئیچها یا روترها. شبکه، با سیستمها، شناختهشدهترین یا رایجترین نقش ذکرشده در فناوری اطلاعات است حتی اگر این دو اغلب با هم اشتباه گرفته شوند. این نقش همچنین SAN (خود شبکه) را برای تیمهای ذخیرهسازی پشتیبانی میکند.
امنیت. واقعاً یک تخصص فناوری اطلاعات در خودش نیست، بلکه جنبهای است که به هر نقش دیگری اعمال میشود. متخصصان امنیت فناوری اطلاعات معمولاً یا بر اساس تخصص دیگر (امنیت شبکه، امنیت برنامههای کاربردی) تخصص دارند یا به عنوان یک نقش میانتخصصی با تمرکز بر جنبههای امنیتی که از آن دامنهها عبور میکنند عمل میکنند. متخصصان و تیمهای امنیت ممکن است بر امنیت پیشگیرانه، آزمایش امنیت و حتی مهندسی اجتماعی تمرکز کنند.
مرکز تماس، NOC یا Helpdesk. نقش خط مقدم برای نظارت بر سیستمها در حوزههای دیگر، دریافت تماسها و ایمیلهای ورودی و کمک در تریاژ و گاهی پشتیبانی مستقیم از یک سازمان که ممکن است یا نباشد کاربران نهایی را شامل شود. این نقش بسته به اینکه «مشتری» مستقیم سرویس چه کسی است، بسیار متفاوت است، اگر وظایف مبتنی بر وقفه (نظارت) هستند یا مبتنی بر صف (تیکت). اغلب تمرکز این نقش بر تریاژ سطح بالا است اما میتواند به طور چشمگیری به پشتیبانی کاربر نهایی وارد شود. این تخصص اغلب به عنوان یک گروه «کمکرسان» به سایر تیمها دیده میشود.
پشتیبانی کاربر نهایی. چه در کنار کاربر نهایی به صورت حضوری کار کنند (معروف به پشتیبانی کنارمیزی) یا از راه دور (معروف به helpdesk)، نقشهای پشتیبانی کاربر نهایی مستقیماً با کاربران نهایی فردی کار میکنند تا مشکلات فردی را حل کنند، با سایر تیمهای پشتیبانی ارتباط برقرار کنند، آموزش و تعلیم دهند و غیره. این تنها نقش فناوری اطلاعاتی است که معمولاً هر تعاملی با تیمهای غیر فناوری اطلاعاتی دارد (مگر گزارشدهی «به بالا» در سازمان به مدیریت).
پشتیبانی فنی سختافزار. این نقش نام شناختهشدهای ندارد و اغلب فقط به این دلیل شناخته میشود که با سختافزار کار میکند. این نقش یا خانواده از نقشها شامل پشتیبانی و مدیریت فیزیکی دستگاههای دسکتاپ یا لپتاپ، پشتیبانی و مدیریت سرورهای فیزیکی، سیستمهای ذخیرهسازی یا دستگاههای شبکه یا مدیریت فیزیکی یک مرکز داده یا مشابه است. این بخشی از فناوری اطلاعات است که با حوزه «بنچ» (که خارج از فناوری اطلاعات در نظر گرفته میشود) ارتباط دارد و شامل حوزه خاکستری زیادی که با آن همپوشانی دارد میشود. پشتیبانی سختافزاری فناوری اطلاعات اغلب کابلها را وصل و سازماندهی میکند و به طور کلی از سایر تیمها، عمدتاً پلتفرمها یا سیستمها پشتیبانی میکند. جدا کردن پشتیبانی سختافزاری فناوری اطلاعات از کار بنچ اغلب چیزی بیشتر از یک «ذهنیت عملیاتی» نیست و اکثر نقشها میتوانند بالقوه در هر جهت بروند. قرار دادن دسکتاپها روی میزها اغلب به عنوان وظیفه بنچ دیده میشود، در حالی که رکبندی، چیدن و نظارت بر سختافزار سرور عموماً به عنوان سختافزاری فناوری اطلاعات دیده میشود.
اغلب عملی است که تعریف کنیم فناوری اطلاعات چه نیست، نه چه هست. بسیاری از موارد اغلب به عنوان نقشهای فناوری اطلاعاتی فرض میشوند، اما نیستند، و آنقدر رایج با این حوزه مرتبط هستند که ارزش دارد صریحاً اشاره شود که آنها نقشهای فناوری اطلاعاتی نیستند بلکه چیز دیگری هستند.
مدیریت پروژه. PM تخصص مستقلی است که بسیار بیشتر بخشی از مدیریت است تا هر حوزه دیگری و هیچ ارتباط مستقیمی با فناوری اطلاعات ندارد. فناوری اطلاعات اغلب از نقشهای PM استفاده میکند و PMها اغلب بر پروژههای فناوری اطلاعاتی و شرکتها یا بخشهای فناوری اطلاعاتی نظارت دارند و شرکتها یا بخشهای فناوری اطلاعاتی عموماً PMهایی به آنها تخصیص دادهاند؛ اما مسیر شغلی PM کاملاً جدا از فناوری اطلاعات است. مانند هر نقش مدیریتی دیگری.
بدون کابلکشی. فناوری اطلاعات قطعاً تجارت یک برقکار نیست و اجرا، ختم و تأیید کابلهای ساختمانی حتی از راه دور در حوزه فناوری اطلاعات نیست. اکثر بخشهای فناوری اطلاعاتی رایانهها را به پورتهای شبکه خود وصل میکنند؛ اما این بیشتر از آنکه فناوری اطلاعات را بخش نگهداری برق کند از وصل کردن یک لامپ در خانه شما را برقکار نمیکند. کارخانه کابلکشی فیزیکی یک شرکت بخشی از نقشهای برقی و تعمیرات و نگهداری باقی میماند که به وضوح خارج از فناوری اطلاعات هستند.
بدون برنامهنویسی. هیچ نقش برنامهنویسی در فناوری اطلاعات وجود ندارد. مهندسی نرمافزار یک صنعت نزدیکاً مرتبط است، اما خود بخشی از فناوری اطلاعات نیست. رئیس فناوری اطلاعات CIO در نظر گرفته میشود، رئیس مهندسی نرمافزار CTO در نظر گرفته میشود. CIO درباره زیرساخت کسبوکار است – «لولهکشی» سازمان. CTO درباره مهندسی و ایجاد ابزارهای جدید است – که اغلب سپس توسط سازمان فناوری اطلاعاتی استفاده میشود. انتظار این است که فناوری اطلاعات از مهندسی نرمافزار ابزار درخواست کند. این به معنای این نیست که نقشهای فناوری اطلاعاتی هرگز کد نمینویسند، اغلب مینویسند، اما کدنویسی محصول فناوری اطلاعاتی نیست بلکه ابزاری در مجموعه ابزارها است. وظیفه یک مهندس نرمافزار ارائه کد به عنوان محصول نهایی است.
بدون DevOps. DevOps یک نقش نیست. DevOps اصطلاح مدرنی برای یک سبک خاص از کار در نقشهای دیگر است. میتوان یک مدیر سیستم DevOps یا یک مدیر شبکه DevOps یا یک DBA DevOps بود، به عنوان مثال، اما نمیتوان فقط «DevOps» بود زیرا به تنهایی معنایی ندارد. DevOps یک روش کار است نه یک وظیفه خاص. بنابراین DevOps را در لیست نمیبینیم، حتی اگرچه DevOps یک مفهوم مهم در فناوری اطلاعات به طور کلی است.

