چگونه به تجربه دانشگاهی نزدیک شویم
صرفنظر از تمام بحثهای مربوط به دانشگاه در مقابل غیردانشگاه، هنگامی که یک دانشگاه (یا کالج آنطور که آمریکاییها معمولاً به آن اشاره میکنند) انتخاب شد، قدم بعدی انتخاب برنامه مدرکی است که نیازهای ما را برای حرفه انتخابیمان برآورده کند. البته این بر اساس این فرض است که حرفه انتخابی ما IT خواهد بود. اگر به یک حرفه در IT علاقهمند نیستید، این احتمالاً مقاله مناسبی برای شما نیست.
برنامههای دانشگاهی میتوانند مشکلساز باشند، به خصوص در IT، زیرا اغلب با برچسب اشتباه زده میشوند، دانشجویان اغلب نمیدانند قبل از شروع تحصیلات به کدام حوزه مطالعاتی علاقه دارند و کسانی که دانشجویان را به سمت دانشگاه سوق میدهند اغلب در IT کمتجربه هستند و رابطه بین برنامههای خاص و این حوزه را نمیفهمند. بنابراین کسانی که دانشجویان را به سمت تحصیلات دانشگاهی با قصد یک حرفه در IT هدایت میکنند، اغلب آنها را به سمت برنامههای دانشگاهی که اصلاً برای مشاغل IT مناسب نیستند فشار میدهند.
دو چیزی که باید هنگام انتخاب برنامه مدرک در نظر بگیریم: دانشگاهها در چه چیزی مهارت دارند و چه چیزی برای ما در مشاغل IT مفید خواهد بود.
اول، دانشگاهها در چه چیزی میدرخشند؟ سیستم دانشگاهی، اهداف و ارزشهای اصلی آن، اغلب کاملاً برای عموم مردم ناشناخته است که استفاده گسترده از دانشگاهها را تا حدی عجیب و مشکلساز میکند. سیستم دانشگاهی هرگز به منظور آموزش دانشجویان برای مشاغل خاص طراحی نشده بود، بلکه برای معرفی آنها به بسیاری از مفاهیم و دانش پایه (توجه داشته باشید نه دانش پایه صنعتی) و وادار کردن آنها به تفکر گسترده و انتقادی بود. در این جنبه، دانشگاههای خوب معمولاً میدرخشند.
باید توجه داشت که برخی دانشگاهها، از جمله یک دانشگاه بسیار معروف و محترم آمریکایی در ساحل شرقی، به صراحت اعلام کردند که مأموریتشان آموزش یا خدمت به دانشجویان به هیچ وجه نیست و دانشجویان صرفاً در مدارس آنها شرکت میکنند تا اساتیدی را که محصول واقعی آنها هستند تأمین مالی کنند – مراقب باشید که انتخابهای دانشگاهی شما آموزش را به عنوان یک هدف میبینند، نه یک شر ضروری.
رفتار با دانشگاه مانند یک مدرسه فنی و حرفهای اشتباه اساسی است که بسیاری، احتمالاً اکثر، دانشجویان مرتکب آن میشوند. انتخابهای دوره به قصد تمرکز بر مهارتهای خاصی که در کار استفاده خواهند شد نیست، بلکه بر مهارتهایی است که فرد را به عضوی مفیدتر از جامعه تبدیل میکند. به عنوان مثال، استفاده مورد نظر از یک دانشگاه این نیست که به کسی جزئیات خاص مدیریت طراحی Active Directory در Windows Server 2016 را بیاموزد؛ این کار یک مدرسه فنی و حرفهای خواهد بود. در عوض، برنامههای دانشگاهی قرار است پایهای گستردهتر داشته باشند مانند آموزش ساختارهای داده، مفاهیم احراز هویت یا حتی به طور گستردهتر در حوزههایی مانند نوشتن و ارتباطات.
یک دانشجو که دانشگاه را ترک میکند قرار نیست آماده باشد که بلافاصله در یک کار دنیای واقعی شروع به کار کند؛ این هدف سیستم نیست. در عوض، ایده این است که دانشجو به مهارتهای لازم برای کمک به یادگیری جزئیات یک شغل یا حرفه مسلط باشد و به طور کلی برای آن مناسبتر باشد. این موضوع درباره سرعت بخشیدن به ورود کسی به یک حرفه نیست، بلکه درباره آماده کردن آنها برای یک عمر در این حوزه با هزینه سنگین در کوتاهمدت است. امید این است که یا دانشجو نگرانی مالی ندارد (سیستم سنتی آماتور) یا هزینه دانشگاه را در طول دوران مشاغل خود جبران خواهد کرد. درک این موضوع کلیدی است برای فهمیدن چگونگی نزدیک شدن به آموزش دانشگاهی برای به دست آوردن ارزش مناسبی که به دنبال آن هستیم.
دوم، آموزش مفید برای ما در مشاغل IT چیست؟ در مرحله اولیه حرفهمان، پیشبینی اینکه کدام مهارتها در طول عمر حرفهمان مورد استفاده قرار خواهند گرفت، عموماً غیرممکن است. نه تنها نمیدانیم کدام محورهای صنعتی را میخواهیم دنبال کنیم، بلکه توانایی کمی برای پیشبینی اینکه کدام مهارتها در آینده مورد نیاز خواهند بود یا حتی وجود خواهند داشت داریم. و علاوه بر آن تقریباً همه افراد شاغل در IT توانایی محدودی دارند برای انتخاب کاملاً آزادانه حوزه فناوری که در آن کار خواهند کرد، بلکه ملزم خواهند بود مهارتهای مشاغلی که برایشان در دسترس قرار میگیرند را یاد بگیرند و به روشی ارگانیکتر از یک روش از پیش تعریفشده در طول حرفهشان پیش بروند.
به همین دلیل، همچنین به دلیل ارزشهای دانشگاهی ذکرشده در بالا، تمرکز بر مهارتهای فنی خاص در طول دوران دانشگاه تقریباً کاملاً اتلاف وقت خواهد بود. چیزهایی که ارزش بسیار بیشتری برای ما دارند مهارتهای نرم و گستردهتری مانند توسعه یک دیدگاه عالی از دنیا، درک شیوهها و نگرانیهای کسبوکار و حسابداری، یادگیری روانشناسی و جامعهشناسی، مطالعه شیوههای مدیریت خوب، ارتباطات و احتمالاً بیش از هر چیزی، تسلط بر ارتباطات کتبی و شفاهی کسبوکار هستند. شرکتهایی که متخصصان IT استخدام میکنند تمایل دارند از کمبود این مهارتها شکایت کنند، نه از کمبود شایستگی فنی، به خصوص در کسبوکارهای کوچکتر که تقریباً همه متخصصان IT نیاز زیادی به برقراری ارتباط موثر با کاربران نهایی و اغلب حتی مدیریت دارند. داشتن درک گسترده از سایر نقشهای شغلی و عملکرد کلی کسبوکارها نیز برای متخصصان IT ارزش زیادی دارد. IT تنها در یک بستر کسبوکار وجود دارد، هرچه درک قویتری از آن بستر داشته باشید، ارزش بیشتری میتوانید در IT ارائه دهید.
در بیشتر موارد، آنچه از تجربه دانشگاهیمان میخواهیم با آنچه دانشگاهها بهترین آمادگی را برای ارائه دارند همسو میشود. آنچه در طول زندگیمان کمترین فایده را دارد، مهارتهای فنی بسیار خاصی خواهند بود که خیلی زود در حرفهمان بیش از حد متمرکز هستند و مهارتهایی که اغلب حتی قبل از ترک دانشگاه به سرعت منسوخ میشوند.
پس این ما را کجا میگذارد؟ اول باید به گستردهترین گزینههای مدرک نگاه کنیم. خواه داریم به مدارک کاردانی (دو ساله) یا کارشناسی (چهار ساله) نگاه کنیم، به طور کلی گزینه «هنر» یا «علوم» و در چند موارد نادر، گزینه «مطالعات حرفهای» داریم. هر یک از اینها صرفاً یک نقطه در یک مقیاس لغزنده است که مدرک هنر آزادانهترین است و کمترین تمرکز را بر حوزه مطالعاتی انتخاب شده دارد. مدرک علوم متمرکزتر و کمتر آزادانه از مدرک هنر است. و گزینه نادر مطالعات حرفهای حتی بیشتر از مدرک علوم متمرکز است با مطالعات آزادانه بسیار کم، اساساً نقطه مقابل مدرک هنر.
از میان این گزینههای مدرک، تقریباً همیشه رویکرد هنر را توصیه میکنم. تمرکز زیاد بر مهارتهای خاص عموماً یک رویکرد ضعیف به دانشگاه برای هر حوزه مدرک است اما در IT این موضوع بیشتر از تقریباً هر حوزه دیگری برجسته است. کلاسها و برنامه درسی که بیش از حد بر یک حوزه متمرکز هستند به طور کلی با تبدیل شدن آموزش به بیش از حد متمرکز بر یک زمینه واحد، مفید نیستند. رویکرد علوم یک گزینه معقول است، اما من از آن دور میشوم. رویکرد مطالعات حرفهای تلاشی آشکار برای تقلید از یک برنامه مدرسه فنی و حرفهای است و باید هم به این دلیل که استفاده بسیار ضعیفی از منابع دانشگاهی است و هم به این دلیل که آنقدر نادر است که هر بار که یک نفر جدید با آن روبرو میشود نیاز به توضیح منظم دارد از آن اجتناب شود.
ماندن با مطالعات بسیار آزادانه بهترین مزیت کلی از تجربه دانشگاهی را فراهم میکند. نه تنها به ما اجازه میدهد بهترین استفاده را از آنچه دانشگاه ارائه میدهد داشته باشیم بلکه بهترین پایه را برای مشاغلمان نیز میدهد. همچنین یک مزیت پنهان وجود دارد و آن کاهش ریسک شغلی است.
کاهش ریسک شغلی اینجا به این اشاره دارد که آموزش دانشگاهی ما بیش از حد خاص نباشد تا اگر بعداً تصمیم بگیریم IT حوزهای نیست که میخواهیم دنبال کنیم یا پس از مدتی که دیگر نمیخواهیم در آن حرفه بمانیم، آموزش ما از آن انعطافپذیری به روشی موثر حمایت کند. شاید مشاغل IT ما ما را به سمت مدیریت یا کارآفرینی هدایت کند. یا شاید تجربه IT ما در حوزهای باشد که در نهایت بیشتر از IT لذت میبریم. یا ممکن است در جایی زندگی کنیم که فرصتهای IT کم و فرصتهای دیگری وجود دارند. دلایل بیشماری وجود دارند که چرا داشتن یک آموزش گسترده و انعطافپذیر نه تنها برای مشاغل IT ما بهترین است بلکه برای مشاغل غیر IT ما نیز بهترین است.
فکر کردن درباره نحوه عملکرد دانشگاه و درک اهداف اصلی آن و نحوه اعمال آنها بر خودمان اولین قدم در آماده شدن برای بهرهبرداری از تجربه دانشگاهی برای بیشترین ارزش است.


