خط خانگی
در سالهای متمادی کار با بازارهای کسبوکارهای کوچک و متوسط متوجه شدهام که اکثر مغازههای IT در SMB به یکی از دو حالت افراطی گرایش دارند: هزینهکرد بیش از حد با تلاش برای عملکردن مثل شرکتهای بزرگ از طریق اتخاذ تکنولوژیهای پرهزینه و بیفایده که در مقیاس SMB ضروری نیستند یا میروند به طرف افراط دیگر که هیچ هزینه نمیکنند و تکنولوژیای را اجرا میکنند که کاملاً برای نیازهایشان ناکافی است. البته بهترین پاسخ جایی بین این دو است — یافتن تکنولوژیهای مناسب و سرمایهگذاریهای مناسب برای کسبوکار موردنظر؛ و برخی شرکتها موفق میشوند در آن فضا کار کنند اما تعداد بسیار زیادی به یکی از دو حالت افراطی میروند.
ابزاری که در طول سالها یاد گرفتهام استفاده کنم، طبقهبندی رفتار یک کسبوکار در مقابل تصمیمگیریهایی است که در محیط مسکونی استفاده میکردم — بهطور خاص خانه خودم. مطمئناً خانهام را بیشتر از یک متخصص IT معمولی مثل یک کسبوکار اداره میکنم، اما فکر میکنم این نکته بسیار مهمی را روشن میکند. بهعنوان یک متخصص IT، ارزش تکنولوژیهایی که استقرار میدهم را درک میکنم، میدانم که کجا سرمایهگذاری وقت و تلاش بازده خواهد داشت، و هزینههای بلندمدت گزینههای مختلف را میفهمم. پس جایی که در خانه قضاوت میکنم بسیار گویاست. خانه من ارزش مالی یک کسبوکار عملکردی را ندارد، نه نگرانیهای امنیتی آن را دارد، نه نیاز به مقیاسپذیری (خانوادهام هرگز از نظر پایگاه کاربر رشد نخواهد کرد، مهم نیست چقدر از نظر مالی موفق باشد) پس وقتی خانهام را با یک کسبوکار مقایسه میکنم، خانهام باید به لحاظ نظری پایینترین حداقل ممکن را از نظر سود مالی سرمایهگذاری تکنولوژیکی تعیین کند. یعنی سنجش گزینهها برای یک کسبوکار واقعی و عملکردی همیشه باید به سمت سرمایهگذاری برابر یا بیشتر در عملکرد، ایمنی، قابلیت اطمینان و سهولت مدیریت نسبت به خانه من تمایل داشته باشد. خانه من نباید بیشتر از هر کسبوکار واقعی «سطح سازمانی» یا «کلاس تجاری» باشد.
البته میتوان استدلال کرد که من در خانهام تصمیمات مالی ضعیفی میگیرم و به دلایل مختلف آنجا بیش از حد سرمایهگذاری میکنم، و البته این نگرانی بیوجه نیست. اما واقعبینانه صحبت کنیم، استانداردهای گستردهای وجود دارند که متخصصان IT عمدتاً روی آنها توافق دارند بهعنوان دستورالعملهای خوب و در حالی که بسیاری در خانه از آنها پیروی نمیکنند، چه به دلیل نیاز به کاهش هزینه، چه کمبود نیازهای IT در خانه یا، همانطور که اغلب اتفاق میافتد، کمبود حمایت از ذینفعان مهم (مثلاً همسر)، اکثر موافقند کدامیک منطقی هستند، وقتی منطقی هستند و چرا. دستورالعمل کلی درباره اینکه چه تکنولوژیای با چه قیمتهایی حداقل مطلق را تعیین میکند بهطور گسترده پذیرفته شده و آنچه من به آن «خط خانگی» میگویم را تشکیل میدهد. خطی که پایینتر از آن، یک کسبوکار نمیتواند ادعا کند که مثل یک کسبوکار عمل میکند بلکه در بهترین حالت مثل یک مصرفکننده، علاقهمند یا بدتر عمل میکند. یک کسبوکار واقعی هرگز نباید زیر خط خانگی بیفتد، انجام این کار به این معناست که ارزش سرمایهگذاری فناوری اطلاعات در کسبوکارشان را پایینتر از آنچه من در خانهام برایش ارزش قائلم میدانند.
این پیچیدگی دیگری اضافه میکند. در خانه هزینه پیادهسازی تکنولوژیها کم است. اما در یک کسبوکار تمام وقتی که برای کار روی تکنولوژی و پشتیبانی از تصمیمهای ایدهآل صرف میشود پرهزینه است. یا پرهزینه از نظر دلارهای مستقیم صرفشده، اغلب چون پشتیبانی IT توسط طرف ثالثی به صورت قراردادی انجام میشود، یا پرهزینه چون وقت و تلاش در پشتیبانی فناوری پایه صرف میشود که میتوانست در جای دیگر استفاده شود — هزینه از دست رفتن فرصت. هیچکدام از اینها چیزهایی مثل هزینه خرابی، از دست دادن داده یا نقض داده را در نظر نمیگیرند که معمولاً هزینههای قابل توجهتری هستند که باید در نظر بگیریم.
هزینه پشتیبانی IT درگیر یک عامل مهم است. برای یک کسبوکار، باید تمایل قوی به سمت تکنولوژیهایی وجود داشته باشد که قوی و قابل اعتماد با هزینه کل مالکیت پایینتر یا بازگشت سرمایه واضح باشند. در خانه دلیل بیشتری برای صرف وقت بیشتر جهت تنظیم محصولات برای کارکرد وجود دارد، کار با محصولاتی که اغلب خراب میشوند یا نیاز به پشتیبانی دستی زیادی دارند، استفاده از محصولاتی که گزینههای مدیریت از راه دور قوی ندارند یا محصولاتی که کنترلهای متمرکز برای مدیریت کاربر و سیستم ندارند.
همچنین مهم است که به هزینههای IT هر کسبوکاری نگاه کنید و بپرسید آیا پشتیبانی IT در پرتو آن سرمایهگذاریها موجه است. اگر یک کسبوکار حاضر به سرمایهگذاری در زیرساخت IT به مبلغی معادل آنچه من در خانه برای همان زیرساخت سرمایهگذاری میکنم نیست، چرا یک کسبوکار حاضر است یک کارمند IT تماموقت با هزینه زیاد نگه دارد تا آن زیرساخت را نگهداری کند؟ این یک عدم تطابق هزینه عجیب است اما رایج. کسبوکاری که نیاز کمی به پشتیبانی IT تماموقت دارد اغلب بهراحتی یک کارمند IT تماموقت استخدام میکند اما حاضر به سرمایهگذاری در زیرساخت فناوریای که آن کارمند قرار است پشتیبانی کند نیست. به نظر میرسد ارتباطی بین کسبوکارهایی که در زیرساخت کمهزینهاند با آنهایی که در پشتیبانی بیشهزینهاند وجود دارد — هرچند دلیل سادهای برای آن میتواند این باشد که کارکنان در آن وضعیت پرصداترین هستند. کسبوکارهایی با کارکنان و سرمایهگذاری کافی دلیل کمی برای شکایت کارکنان دارند و آنهایی که هیچ کارکنانی ندارند کسی برای شکایت ندارند.
برای کسبوکارهایی که این نوع مبادلات را انجام میدهند، با کمیابترین استثناها، از نظر مالی و کسبوکار بسیار منطقیتر خواهد بود که پشتیبانی IT تماموقت داخلی نداشته باشند و به جای آن به کمک خارجی مقطعی یا قرارداد خدمات مدیریتشده با کسری از هزینه یک نفر تماموقت روی بیاورند و بخشی از تفاوت را در زیرساخت واقعی سرمایهگذاری کنند. این باید عملکرد IT بسیار بیشتری را با پول کمتر و در ریسک پایینتر فراهم کند.
مییابم که خط خانگی ابزاری همهجانبه مفید است. فقط یک سنجه تقریبی برای توضیح به کسبوکارها که تصمیماتشان در رابطه با کسبوکارهای دیگر یا در این مورد غیرکسبوکارها کجا قرار میگیرد. آسان است بگوییم که کسی «کسبوکارش را مثل یک کسبوکار اداره نمیکند» اما این به آن احساس وزن و وضوح میافزاید. ممکن است برای یک کسبوکار اصلاً مهم نباشد که به اندازه کسبوکار دیگری در همان خیابان سرمایهگذاری نکرده. اما اگر به اندازه کسی که از او مشاوره میخواهند در خانهاش سرمایهگذاری نکند، این تمایل دارد توجه آنها را جلب کند. حتی اگر در این مرحله تصمیمات برای بهبود زیرساخت کسبوکار اساساً توسط احساسات هدایت شود، نتیجه میتواند بسیار مثبت باشد.
مقایسه یک کسبوکار با کسبوکار دیگر میتواند به بهانههای سادهای مثل «آنها مقتصدانهتر نیستند» یا «این کسبوکار بزرگتری است» یا «این نوع کسبوکاری است که به رایانههای بیشتری نیاز دارد» منجر شود. به ندرت برای کسبوکارها یا متخصصان IT مفید است که این نوع مقایسه را انجام دهند. اما مقایسه با یک کاربر یا یک خانواده در خانه، مقایسه بسیار ملموستری است. صاحبان و مدیران تمایل دارند به کسبوکار خود افتخار کنند و وقتی بهطور گسترده دیده شود که ارزش شرکت خودشان را پایینتر از یک خانواده تکنفره میدانند امری کماهمیت نیست. بیشتر صاحبان یا مدیران عامل خجالت میکشیدند اگر نیازهای فناوری خودشان از آن یک متخصص IT فردی فراتر نمیرفت، چه رسد به نیاز آنها به علاوه تمام نیازهای کل کسبوکاری که نظارت میکنند. کمتر کسی میخواهد فکر کند که کل شرکتش از ارزش کسبوکاری یک فرد کمتر است.
البته تمام اینها سوالات واضحی را مطرح میکند که برخی از چیزهایی که من در خانه در شبکهام استفاده میکنم چیست؟ چند نمونه سریع ارائه میدهم.
من از تجهیزات شبکه تامینشده توسط ISP به دلایل بسیار استفاده نمیکنم. از یک واحد روتر و فایروال کلاس تجاری استفاده میکنم که بیسیم یا سوئیچ ادغامشده ندارد. یک سوئیچ جداگانه برای مدیریت کارخانه کابلکشی فیزیکی خانه دارم. از یک نقطه دسترسی بیسیم مجزا و مدیریتشده استفاده میکنم. CAT5e یا CAT6 بهصورت حرفهای در دیوارهای خانه سیمکشی شده تا بیسیم فقط در صورت نیاز استفاده شود، نه بهعنوان پیشفرض برای شبکهدهی قویتر و قابل اعتمادتر (اکثر اتاقها برای انعطافپذیری و پشتیبانی از سیستمهای چندرسانهای چندین نقطه شبکه دارند). از یک راهحل آنتیویروس مدیریتشده مرکزی استفاده میکنم، مدیریت پچهایم را نظارت میکنم و هرگز با حساب سطح مدیریتی کار نمیکنم. یک دستگاه NAS کلاس تجاری با درایوهای ظرفیت بالا و RAID برای ذخیره رسانه و پشتیبانگیری در خانه دارم. یک سرویس پشتیبانگیری دارم. از ذخیرهسازی ابری و برنامههای کاربردی کلاس سازمانی استفاده میکنم. سیستمعاملهایم همگی کاملاً بهروز هستند. از مانیتورهای بزرگ با کیفیت متوسط استفاده میکنم و حداقل دو مانیتور برای هر دسکتاپ دارم. از دسکتاپها برای کار ثابت و لپتاپها برای کار موبایل استفاده میکنم. برای هر دستگاه راهحلهای دسترسی از راه دور دارم تا بتوانم از هر جا و در هر زمان به هر چیزی دسترسی داشته باشم. همه تجهیزاتم روی UPS هستند. حتی میدانند که تجهیزات را در خانه بهصورت رکمونت درآوردهام تا همه چیز مرتبتر و راحتتر برای مدیریت باشد. تمام کابلهای اتاق زیرشیروانی با دقت روی J-hook آویزان شدهاند تا مرتب بمانند. تلفنی VoIP با داخلیهای مختلف برای اعضای خانواده دارم. همه رایانههایم کلاس تجاری هستند، نه مصرفکننده.
خانه من فراتر از شبکه مسکونیام است، این نمونهای است از اینکه چقدر آسان و عملی است زیرساخت را حتی در مقیاس کوچک بهخوبی پیادهسازی کرد. از نظر قابلیت اطمینان به خودش برمیگردد و اغلب هزینه اجزایی که استفاده میکنم بسیار کمتر از تجهیزات مصرفکنندهای است که اغلب توسط کسبوکارهای کوچک استفاده میشود، چون با دقت بیشتری تحقیق میکنم چه میخرم بهجای اینکه هر چیزی که در لحظه در یک فروشگاه الکترونیک مصرفکننده توجهم را جلب میکند بخرم. برای من غیرمعمول نیست که نصف آنچه بسیاری از کسبوکارهای کوچک برای تجهیزات کلاس مصرفکننده خرج میکنند برای تجهیزات باکیفیت بپردازم.
به کسبوکارهایی که پشتیبانی میکنید یا حتی کسبوکار خودتان نگاه کنید. آیا از «خط خانگی» جلو هستید؟ آیا کیفیت زیرساخت کسبوکارتان را به اندازه کافی بالا تنظیم کردهاید؟
در ابتدا در وبلاگ StorageCraft منتشر شد.
