متخصصان عمومی و متخصصان IT
متخصصان IT به طور کلی بر اساس تمرکز شغلی خود در دو دسته گسترده قرار میگیرند: متخصصان عمومی و متخصصان. این دو دسته در واقع تفاوتهای بسیار بیشتری از آنچه در ابتدا به نظر میرسند دارند و انتقال بین آنها میتواند پس از شروع مسیر شغلی بسیار دشوار باشد؛ اغلب انتخاب برای دنبال کردن یک مسیر یا مسیر دیگر در اوایل کار صورت میگیرد.
جنبههای بسیاری هستند که این دو نوع متخصص IT را از هم جدا میکنند، یکی از رساترین و کمتر درک شدهها بازار کلی برای این دو مجموعه مهارت است. اغلب فرض میشود، به گمانم، که هر دو نوع به طور رایج در سراسر بازار IT وجود دارند اما این درست نیست. هر کدام حوزههای خود را فرمان میدهند.
در بازار کسبوکارهای کوچک و متوسط، متخصص عمومی حاکم است. نیاز کمی به تخصصها وجود دارد زیرا نیازهای فنی کافی در هیچ یک حوزه خاصی برای توجیه اختصاص یک عضو کارکنان تمام وقت به آنها وجود ندارد. در عوض، چند متخصص عمومی تقریباً همیشه برای رسیدگی به طیف گستردهای از نگرانیهای فنی فراخوانده میشوند. این ذهنیت همچنین راه را به "پراکندگی پشتیبانی فنی" باز میکند که در آن متخصصان عمومی IT اغلب برای ورود به خارج از IT برای مدیریت تلفنهای قدیمی، نگرانیهای برقی، سیستمهای HVAC و حتی آبیاشها! فراخوانده میشوند. نگاه همهکاره به متخصص عمومی IT خطر دارد که بسیار دور برده شود.
باید ذکر کرد، اما، که در فضای SMB مفهوم یک متخصص عمومی اغلب یکی است که نیمه تخصصی میماند. IT در SMB تقریباً خود یک تخصص است. به جای اینکه یک متخصص عمومی SMB تقریباً هر حوزه فناوری را لمس کند، معمولتر است که آنها روی یک زیرمجموعه محدودتر تمرکز کنند. به طور معمول یک متخصص عمومی SMB عمدتاً روی مدیریت دسکتاپ و سرور Windows به همراه پشتیبانی برنامه، مدیریت سختافزار و امنیت سبک تمرکز خواهد داشت. متخصصان عمومی SMB ممکن است تقریباً هر فناوری را لمس کنند اما احتمال انجام این کار به طور کلی نسبتاً کم است.
در فضای سازمانی، عکس آن صادق است. IT سازمانی تقریباً همیشه بر اساس بخشها تقسیم میشود، هر بخش وظایف IT بسیار متمرکزی را انجام میدهد. به طور معمول اینها شامل شبکه، سیستمها، ذخیرهسازی، دسکتاپ، میز کمک، پشتیبانی خاص برنامه، امنیت، پشتیبانی مرکز داده، مدیریت پایگاه داده و غیره میشوند. هر بخش روی یک حوزه بسیار خاص تمرکز میکند، احتمالاً با تخصص بیشتر در یک بخش. ذخیرهسازی ممکن است بر حسب بلوک و فایل تقسیم شود. سیستمها بر حسب Windows، mainframe و UNIX. شبکه بر حسب سوئیچینگ و فایروالها. در سازمان نیاز است که تقریباً همه کارکنان IT در دانش و قرار گرفتن در معرض محصولاتی که
آنها پشتیبانی میکنند بسیار عمیق باشند در حالی که نیاز به درک کمی از محصولاتی دارند که پشتیبانی نمیکنند زیرا به منابع فراوان در بخشهای دیگر دسترسی دارند تا آنها را در جایی که تعاملات متقاطع وجود دارد راهنمایی کنند. این در دسترس بودن سایر منابع و جدایی وظایف بخشی، تفاوتها در متخصصان عمومی و متخصصان را برجسته میکند.
متخصصان عمومی در دنیایی زندگی میکنند که "IT" را به عنوان دامنه خود برای درک و نظارت میبینند، احتمالاً بر اساس "سطوح" دشواری نه تمرکز فناوری تقسیم میشود و معمولاً فقدان منابع تخصصی برای کمک داخلی است. در حالی که متخصصان در دنیای تقسیم بخشی بر اساس فناوری زندگی میکنند که در آن معمولاً بسیاری از همتایان در سطوح تجربه مختلف در یک پشته فناوری واحد کار میکنند.
یک SMB نادر است که چیزی جز یک متخصص عمومی داشته باشد. غیرمعمول نیست که متخصصان عمومی زیادی داشته باشید، حتی متخصصان عمومی که به سمت نقشهای خاصی داخلی متمایل هستند اما بسیار عمومی میمانند و فاقد تمرکز عمیق و منفرد هستند. این واقعیت میتواند نقشهای SMB را برای متخصصان IT که فقط فضای SMB را تجربه کردهاند تخصصیتر از آنچه واقعاً هستند به نظر برساند. غیرمعمول نیست که متخصصان IT SMB حتی از آنچه نقشهای تخصصی IT مانند آن هستند آگاه نباشند.
مثال خوبی از این عناوین شغلی رایج و به طور کلی به خوبی تعریفشده در فضای سازمانی برای متخصصان است که اغلب به طور تصادفی یا نادرست با متخصصان عمومی استفاده میشوند بدون اینکه متوجه شوند که نقشهای شغلی خاص هستند. عناوین متخصصان اغلب برای موقعیتهای متخصصان عمومی استفاده میشوند که واقعاً متمایز نیستند.
دو مثال استثنایی رایج عناوین مهندس شبکه و مدیر IT هستند. برای یک متخصص، مهندس شبکه به معنای شخصی است که تمام وقت یا تقریباً تمام وقت تمرکز شغلیاش در طراحی و برنامهریزی و احتمالاً پیادهسازی شبکهها از جمله سوئیچینگ، مسیریابی، امنیت، فایروالبندی، نظارت، توازن بار و مانند آن از خود شبکه است. آنها هیچ نقشی در طراحی یا مدیریت سیستمهایی که از شبکه استفاده میکنند ندارند، فقط خود شبکه. و نه آنها شبکه را عمل میکنند یا نگهداری میکنند، این برای مدیر شبکه است که انجام دهد که دوباره فقط سوئیچها، روترها، فایروالها، توازنکنندههای بار و غیره را لمس میکند نه کامپیوترها، چاپگرها، سرورها و سایر سیستمها. این یک عنوان بسیار متمرکز است. در SMB معمول است که این عنوان به هر کسی که هر دستگاهی را در یک شبکه عمل میکند بدون هیچ مسئولیت طراحی یا شبکه واقعی اعطا شود. هیچ تداخل نقشی وجود ندارد.
به همین ترتیب در سازمان یک مدیر IT یک نقش مدیریتی در یک بخش IT است. آنچه یک مدیر IT مانند هر مدیری مدیریت میکند مردم است. در SMB این عنوان ممکن است به درستی استفاده شود اما بسیار رایجتر است که این اصطلاح برای همان نقش شغلی که مهندس شبکه استفاده میشود به کار رود – کسی که هیچ گزارش انسانی ندارد و دستگاههایی مانند کامپیوترها و چاپگرها را در یک شبکه مدیریت میکند. نه یک مدیر اصلاً، بلکه یک مدیر عمومی. بسیار متفاوت از آنچه عنوان نشان میدهد یا انتظار میرود در فضای کسبوکارهای بزرگ و سازمانی استفاده شود.
جایی که متخصصان گاهی وارد حوزه SMB میشوند از طریق مشاوران و ارائهدهندگان خدماتی است که کمک فنی موقت و متمرکز به شرکتهای کوچکتری ارائه میدهند که نمیتوانند نگهداری آن مهارتها را داخلی توجیه کنند. معمولاً حوزههایی که در آنها رایج است ذخیرهسازی و مجازیسازی است که در آن مشاوران اغلب اجزای اصلی زیرساخت را طراحی و پیادهسازی میکنند و مدیریت روزانه آنها را به متخصصان عمومی داخلی واگذار میکنند.
در سازمان وضعیت بسیار متفاوت است. متخصصان عمومی وجود دارند اما در اکثر موارد با پیشرفت کارشان در مسیر یک یا دیگری تخصص، عمومیبودن از آنها گرفته میشود. کارگران سطح پایه سازمانی اغلب بدون انتظار روشن از یک تخصص وارد میشوند اما با گذشت زمان خود را در حال ورود به یکی مییابند. اکثر اگر نه همه مسیرهای رشد IT از طریق IT سازمانی نیاز به تخصص عمیق دارند (که ممکن است به معنای تمرکز بر مدیریت به جای فنی باشد.) برخی فروشگاههای بزرگ ممکن است برای آموزش متقاطع یا قرار گرفتن در معرض رشتههای مختلف فراهم کنند اما به ندرت این به طور گسترده وسیع است و به طور کلی پس از انتخاب یک تخصص اصلی ادامه نمییابد.
این به این معنی نیست که سازمانها و سایر فروشگاههای بسیار بزرگ متخصصان عمومی ندارند، دارند. انتظار میرود که در بالاترین سطوح IT سازمانی نقشهای متخصصان عمومی به عنوان رشتههای جدیدی که در رتبههای پایینتر دیده نمیشوند دوباره ظهور کنند. این عناوین اغلب متفاوت برچسب میخورند مانند معمار، هماهنگکننده یا البته CIO.
ظهور مجدد متخصصان عمومی در سطوح بالاتر IT سازمانی چالش قابل توجهی برای صنعتی ایجاد میکند که کمی برای پرورش متخصصان عمومی انجام میدهد. این سازمانهای متخصص عمومی را مجبور میکند اغلب "خود را آماده کنند" – خود را برای یک نقش احتمالی از طریق دستگاههای خودشان آماده کنند. در برخی موارد، رشد ارگانیک از طریق کانالهای SMB میتواند به یک متخصص عمومی سازمانی منجر شود اما این به دلیل فقدان عمق تخصص در دسترس در اکثر بخش SMB و فقدان تجربه قابل اثبات در محیط کسبوکارهای بزرگتر بسیار چالشبرانگیز است.
این تفاوتهای عجیب که تقریباً به طور انحصاری در خطوط SMB در مقابل سازمانی قرار میگیرند یک مانع طبیعی، فراتر از قرار گرفتن در معرض دسته کسبوکار، برای متخصصان IT که بین کسبوکارهای بزرگتر و کوچکتر جابجا میشوند ایجاد میکند. نوع تجربه کسبوکار و کار بسیار متفاوت است و تفاوتهای فناوری به شدت متفاوت هستند. هر دو متخصصان IT سازمانی اغلب هنگام انتقال به SMB گم میشوند و متخصصان SMB مییابند که آنچه فکر میکردند تجربه عمیق و متمرکز در SMB بوده در سازمان بسیار کمعمق است. دو دنیا در هر سطحی متفاوت عمل میکنند، اما خارج از IT توانایی جابجایی بین آنها بسیار آسانتر است.
IT سازمانی حامل عناوین رایجی است که اکثر مردم با آنها تخصص شغلی IT را مرتبط میکنند: مدیریت سیستم، مهندس شبکه، مدیر پایگاه داده، پشتیبانی برنامه، میز کمک، پشتیبانی دسکتاپ، تکنسین مرکز داده، مهندس اتوماسیون، همکار مرکز عملیات شبکه، مدیر پروژه و غیره. عناوین SMB اغلب هم در داخل و هم خارج از صنعت گیجکننده هستند. بسیار رایج است که نقشهای SMB عناوین تخصصی را به کار ببرند و آنها را برای نقشهایی اعمال کنند که کمتر شبیه همتایان سازمانی خود هستند و با انتظار یک عنوان مطابقت ندارند، همانطور که پیشتر نشان دادم. این جابجایی روان بین حوزهها را بیشتر پیچیده میکند زیرا هر دو طرف به طور فزایندهای گیج میشوند در تلاش برای درک نحوه ارتباط مردم و نقشها با یکدیگر که از حوزه دیگر میآیند. عناوینی مرتبط با متخصصان عمومی وجود دارند، مانند مدیریت شبکه محلی که کمی قدیمی است، متخصص عمومی IT و عناوین معمار اما استفاده از آنها در دنیای واقعی بسیار نادر است. SMB در تعریف عناوین معنادار مشکل دارد و هیچ ابزاری برای اعمال یا اجرای اینها در سراسر بخش ندارد. این فقدان تعریف روشن به ستیز با هر دو SMB و متخصصان عمومی ادامه میدهد که توانایی کمی برای انتقال آسان ماهیت نقش شغلی یا مسیر شغلی خود دارند.
هر دو مسیر شغلی گزینههای پاداشدهنده و گستردهای ارائه میدهند اما انتخاب بین آنها نقش نسبتاً قابل توجهی در تصمیمگیری درباره طعم یک کار دارد. متخصصان عمومی، فراتر از گرایش به سمت کسبوکارهای کوچکتر، همچنین احتمالاً با گذشت زمان به عنوان آنها به محدودههای حقوق بالاتر حرکت میکنند تخصصی در یک صنعت کسب خواهند کرد (تولید، پزشکی، پشتیبانی خدمات حرفهای، حقوقی و غیره.) متخصصان تمرکز خود را در فناوری خواهند یافت و تمرکز بر بازار کمتر خواهد بود. متخصصان عمومی پیدا کردن کار در هر بازار محلی معینی را آسانتر مییابند، متخصصان اغلب مییابند که باید به بازارهای اصلی منتقل شوند و بالقوه فقط بازارهای اصلی فرصتهای رشد عالی ارائه میدهند اما در آن بازارها تحرک و انعطافپذیری شغلی بسیار خوب خواهد بود. متخصصان عمومی باید سخت کار کنند تا با طیف گستردهای از فناوریها و تغییرات بازار همگام شوند. متخصصان اغلب منابع فروشنده عمیقی در اختیار خواهند داشت و متوجه میشوند که بیشتر گزینههای آموزشی آنها مستقیماً از فروشندگان در حوزه تمرکزشان میآیند.
اغلب شخصیت است که متخصصان IT جوان را به یک حوزه یا دیگری سوق میدهد. متخصصان اغلب کسانی هستند که یک جنبه خاص از IT را دوست دارند و نه دیگران یا میخواهند از انواع خاصی از کار IT اجتناب کنند و همچنین کسانی که به IT بیشتر به عنوان یک برنامه شغلی از پیش تعیین شده نگاه میکنند. متخصصان عمومی اغلب از صفوف کسانی که IT را به عنوان یک کل دوست دارند و از گیر افتادن در یک حوزه میترسند در حالی که جنبههای زیادی برای کشف وجود دارد میآیند. متخصصان عمومی همچنین بسیار بیشتر احتمال دارد به IT "افتاده باشند" به جای اینکه با یک برنامه استراتژیک وارد حوزه شده باشند.
درک نحوه برخورد هر کدام با بازار و نحوه برخورد بازارها با متخصصان IT به متخصص IT این فرصت را میدهد که ارزیابی کند چه چیزی را درباره حوزهاش دوست دارد و انتخابهای شغلی خوبی برای خوشحال و با انگیزه نگهداشتن خود داشته باشد و اجازه میدهد برای به حداکثر رساندن تأثیر تصمیمات برنامهریزی شغلیشان برنامهریزی کنند. خیلی اوقات، برای مثال، متخصصان عمومی کسبوکارهای کوچک تلاش میکنند روی یک تخصص تمرکز کنند، خیلی اوقات در شبکهبندی Cisco سازمانی به عنوان مثال رایج، که تقریباً هیچ ارزش بالقوهای برای بازاری که مهارتها و تجربه آنها در آن متمرکز است ندارد. متخصصانی که این کار را میکنند اغلب مییابند که تلاشهای آموزشیشان هدر رفته و ناامید میشوند که مهارتهایی که آموختهاند استفاده نمیشوند و کم میشوند در حالی که از اینکه به دست آوردن مهارتهای بسیار مورد تقاضا به نظر نمیرسد به فرصتهای شغلی جدید یا افزایش حقوق کمک کند نیز ناامید هستند.
البته فرصتی برای جابجایی بین نقشهای IT عمومی و تخصصی وجود دارد. اما هر چه یک متخصص در یک حوزه یا دیگری تجربه بیشتری کسب کند، ایجاد انتقال دشوارتر میشود، حداقل بدون تحمل از دست دادن حقوق چشمگیر برای انجام آن. در اوایل کار IT، انعطافپذیری نسبتاً بالایی برای جابجایی بین این حوزهها در نقطهای وجود دارد که وسیع شدن عمومیبودن حداقل است یا مهارتهای فنی عمیق تخصص هنوز به دست نیامدهاند. موقعیتهای سطح پایه در هر دو حوزه به طور موثر یکسان هستند و تمایز کمی در نقاط شروع کار وجود دارد.
دیدگاه بیشتر در مورد مسیرهای شغلی IT به همه در این حوزه توانایی و فرصت بیشتری میدهد تا مسیر شغلی IT را که بهترین نیازهای فنی و شخصی کاری آنها را برآورده میکند دنبال و به دست آورند.
