به IT بچسبید، تبدیل به بخش دیگری نشوید
این را خیلی مرتب میبینم، به نظر میرسد وسوسه بزرگی برای بخشهای IT وجود دارد که از محدوده IT تجاوز کنند و بخواهند نقشها و مسئولیتهای سایر بخشهای شرکت را بر عهده بگیرند. در SMB این ممکن است خیلی بیشتر درست باشد چون مرز واضحی بین IT و سایر بخشها وجود ندارد، نقشهای شغلی اغلب مشترک هستند، سیاستها و رویههای خوبی وجود ندارد، افرادی که آن مشاغل دیگر را انجام دهند وجود ندارند و غیره. و همیشه این احتمال وجود دارد که این مسئولیتهای بینحوزهای واقعاً به IT اختصاص داده شده باشند. اما نه در نه مورد از ده مورد، اینطور نیست.
معتقدم این رفتار از چند چیز ناشی میشود:
- مردم تمایل دارند در IT کار کنند چون نسبت به افراد متوسط «باهوشتر» یا حداقل «بیشتر علاقهمند» به اکثر چیزها هستند بنابراین تمایل داریم دانش عمومی زیادی داشته باشیم که به ما امکان میدهد بهعنوان عضو شایسته هر بخشی عمل کنیم (IT میتواند در صورت نیاز کار HR را انجام دهد، آیا عکس آن معمولاً درست است؟)
- IT معمولاً هر کاری که سایر بخشها نمیخواهند انجام دهند و میتوانند دست از آن بردارند را به IT واگذار میکنند (میتوانید این را برای ما چاپ کنید؟ میتوانید مایکروویو من را درست کنید؟ فیوز پریده! آیا با آبپاش تجربه دارید؟) پس ما از رفتارهای سایر بخشها نسبت به خودمان این ذهنیت را پیدا میکنیم.
- ما دید گستردهای نسبت به کل سازمان داریم، بیشتر از تقریباً هر بخش دیگری.
- ما تمایل داریم نسبت به انجام کارها به «روش درست» اشتیاق داشته باشیم - که اغلب بر اساس برتری فنی یا رویه متداول صنعت است اما ممکن است نیازهای خاص تجاری یا عوامل منحصربهفرد را در نظر نگیرد.
با هم، این عوامل و سایر عوامل باعث میشوند ما تمایل داشته باشیم در هر چیزی در اطراف و درون کسبوکارهایی که به آنها خدمت میکنیم دخیل شویم. سوالات درباره مشارکت در فعالیتهای سایر بخشها بهطور مرتب مطرح میشود. برای اینکه نشان دهیم تفکر ما درباره این رفتار چقدر کجفکرانه است - میبینیم که افراد IT از افراد IT میپرسند مسئولیت آنها چیست به جای اینکه با مدیران کسبوکار خودشان صحبت کنند که آنها هستند که واقعاً این تصمیم را میگیرند. این درباره بهترین روش نیست، بلکه درباره پیروی از قوانین شرکت خودتان است.
برخی از مثالهای جاهایی که افراد IT دوست دارند وارد شوند و سعی کنند بخشهای دیگر باشند:
- «مردم در محل کار Facebook میگردند، باید جلویشان را بگیرم.» - واقعاً؟ آیا این یک تصمیم تجاری است یا IT صرفاً تصمیمات HR یا امنیتی را برای آن بخشها میگیرد؟ مطرح کردن این موضوع توسط IT عالی است، اما احساس نیاز به اجرای تصمیمات عادات کاری شخصی احتمالاً باید به مالک کسبوکار، مدیر یا بخش مشخصی مانند HR، حقوقی یا امنیت واگذار شود.
- جاسوسی از کاربران نهایی، گرفتن رمزهای عبور و غیره - آیا بخش حقوقی از شما خواسته این کار را انجام دهید؟ اگر نه، مسئولیتهای حقوقی و امنیتی را بر عهده نگیرید، بهخصوص آنهایی که ممکن است در حوزه قضایی محلی شما جریمه یا حتی حبس به همراه داشته باشند! ما این ریسک را میگیریم که سوءظن را از کسی دیگر به خودمان تبدیل کنیم.
- فشار بر کسبوکار درباره خطرات آتشسوزی، مسائل ایمنی (که از آن شما نیستند) و غیره - چیزی میبینید، چیزی بگویید. عالی است. خودتان عامل رفتار بد نباشید. اما اگر کسبوکار پس از گزارش نگرانی درباره این موضوعات ندارد، مگر اینکه موضوع قانونی باشد که باید به پلیس تحویل دهید، احساس نکنید که این وظیفه IT است. نظافتچی اینطور احساس نمیکند، HR اینطور احساس نمیکند، IT هم نباید اینطور احساس کند. اگر کسبوکار تصمیم گرفت اهمیت ندهد، شما هم نباید اهمیت دهید. (مثال AJ درباره به هم وصل کردن چندین محافظ برق بود.)
- کسبوکار نمیتواند از کار بیفتد! - IT این را دوست دارد. این ممکن است ما باشیم که برای خوشههای دسترسی بالا یا صرفاً سرورهای بیش از حد ساختهشده یا هر چیز دیگری فشار میآوریم. واقعیت این است که این ۱۰۰٪ یک تصمیم مالی است که تیمهای حسابداری، مالی و CFO باید آن را بگیرند. IT هیچ ایدهای ندارد که کسبوکار چقدر میتواند یا نمیتواند از کار بیفتد - ما فقط میدانیم چقدر هزینه دارد تا چقدر ریسک را کاهش دهیم. ما داده را به افراد مالی میدهیم که با ارزیابی ریسک/پاداش برمیگردند. IT نباید در هیچ مقیاسی تصمیمات مالی بگیرد.
میتوانم ادامه دهم. HR، امور مالی، امنیت، مدیریت تأسیسات، حقوقی - ما میخواهیم در همه این نقشهای شغلی دخیل شویم. اما آیا مسئولیت ما است؟ شاید در مورد شما باشد، اما معمولاً نیست. ما ریسک شخصی و حرفهای میپذیریم تا ایدهها و نظرات خودمان را به کسبوکارهایی که اغلب به ورودی ما (در آن حوزهها) علاقهای ندارند تحمیل کنیم.
یک قدم عقب بروید و رابطه خودتان با کسبوکار را بررسی کنید. آیا پیشنهادها و تصمیماتی میدهید که با نقش شما در کسبوکار و نیازهای منحصربهفرد کسبوکار همخوانی دارد؟ دیدگاه را حفظ کنید. خیلی آسان است که گرفتار شوید در اینکه IT کارها را به روش «درست» انجام دهد و فراموش کنیم که کسبوکار ممکن است نظرات ما درباره آنچه برای آنها درست یا غلط است را نپذیرد - و ما در IT نیستیم صرفاً به خاطر اینکه در IT باشیم، بلکه برای حمایت از کسبوکار.
[بازچاپ از یک پست در Spiceworks، ۸ ژانویه ۲۰۱۳]
