هزینه بالای زیرساخت درونسازمانی
زیرساخت فناوری اطلاعات برای هر شرکتی چالشبرانگیز است، بهویژه برای شرکتهایی که به اندازه کافی بزرگ نیستند تا مراکز داده مقیاس کامل خود را راهاندازی کنند. مانند بسیاری از حوزههای فناوری اطلاعات، چالشهای اصلی به صورت فقدان تخصص خاص و کمکاربرد و همچنین فقدان مقیاس برای استفاده مؤثر از منابع منفرد نمود پیدا میکنند.
این فقدان مقیاس میتواند به اشکال مختلفی بروز کند. بارزترین آن در نیروی انسانی است. مدیریت یک زیرساخت محاسباتی فیزیکی به مهارتهای منحصربهفردی نیاز دارد که جدا از خود فناوری اطلاعات هستند و اغلب انتظار میرود که «شبانهروز» در دسترس باشند. این موضوع میتواند از امنیت و برق تا تبرید، تأسیسات و کارکنان به سبک «تکنسین مرکز داده» متغیر باشد. البته، کسبوکارهای کوچکتر صرفاً بدون این نقشها کار میکنند، اما این موضوع هزینه تحمیلشده بر اساس «هر سرور» برای نگهداری زیرساخت را افزایش میدهد. کسبوکارهای بزرگ و مراکز داده اختصاصی از مزیت صرفهجویی به مقیاس بهره میبرند تا هزینه نگهداری فیزیکی یک زیرساخت فناوری اطلاعات را کاهش دهند – یا با کاهش مستقیم هزینه یا با ارتقای کیفیت و قابلیت اطمینان تجهیزات.
مقرونبهصرفه بودن ارائه برق، سرمایش و خدمات مرکز داده تنها یک جنبه از هزینه زیرساخت فناوری اطلاعات در یک کسبوکار است. جایی که بسیاری از کسبوکارها با کاهش سرمایهگذاری در زیرساخت و کارکنان به این مشکل حمله میکنند، ممکن است برخی از هزینههای اولیه زیرساخت را جبران کند، اما به طور کلی این کار به قیمت از دست دادن در دسترس بودن و طول عمر تجهیزات تمام میشود. چه کمبود افزونگی ISP باشد، چه فقدان ژنراتورهای دیزل-برقی یا کاهش یک یا دو سال از عمر سرویس یک سرور، این هزینهها معمولاً به صورت تجمعی در میآیند، اغلب به روشهایی که شناسایی و ردیابی آنها دشوار است.
ما اغلب میبینیم که اثرات زیرساخت با کیفیت پایین در رفتار و انتظارات کسبوکارهای کوچکتر ظاهر میشود. به عنوان مثال، در مرکز داده سازمانی میانگین عمر یک سرور ممکن است ده سال یا بیشتر باشد، اما کسبوکارهای کوچکتر اغلب فرض میکنند که یک سرور در هفت یا هشت سال فرسوده و غیرقابل اعتماد میشود. این افزایش در نرخ خرابی همچنین منجر به نگرانی بیشتر در مورد خرابی سیستم میشود. کسبوکارهای کوچکتر اغلب نیاز بالاتری به سیستمهای افزونه میبینند، نه پایینتر، حتی زمانی که درآمد کمتر معمولاً خلاف این را نشان میدهد. کسبوکارهای کوچک مستعد سرمایهگذاری سنگین در مکانیزمهای دسترسپذیری بالا هستند، اغلب با هزینه گزاف، تا ریسک درکشده از نرخ بالای خرابی سیستمهایی که کسبوکارهای بزرگتر کمتر با آنها روبرو میشوند را کاهش دهند. این عوامل میتوانند با هم ترکیب شوند تا هزینه بالایی از طریق جایگزینی سریعتر سیستم و تمایل به خرید بیش از حد سختافزار ایجاد کنند – گاهی اوقات حتی سرمایهگذاری لازم را دو برابر میکنند تا در برابر خطرات ناشی از مدیریت تأسیسات با کیفیت پایینتر محافظت کنند.
این مفهوم منحصر به زیرساخت اطلاعاتی نیست. در دنیای طرفداران صوت، در حالی که سرمایهگذاریهای هنگفت در تجهیزات صوتی با کیفیت بالا رایج است، این یک قانون کلی است که پنجاه درصد از کیفیت صدا از تجهیزات و پنجاه درصد از محیطی که در آن قرار میگیرد ناشی میشود. این درس برای زیرساخت اطلاعاتی نیز صدق میکند. تجهیزات ارزانتر ممکن است در یک محیط فیزیکی با کیفیت بالا طولانیتر و با قابلیت اطمینان بیشتری کار کنند تا تجهیزات گرانتر و بهتر مهندسیشده در یک محیط با کیفیت پایینتر.
البته بارزترین اجزای قابلیت اطمینان پایینتر از ناتوانی در نگهداری ژنراتورهای افزونه، ریلهای برق مستقل، منابع سوخت کافی، واحدهای منبع تغذیه بدون وقفه، دما و رطوبت پایدار، فیلتراسیون هوا و البته دسترسی WAN چند مسیره بسیار افزونه ناشی میشود. این جنبهها را همیشه در نظر داریم و تقریباً کاملاً برای همه شرکتها به جز بزرگترینها دستنیافتنی هستند. حتی چیزهای سادهای مانند محدود کردن دسترسی به تنها کارکنان ضروری اتاق سرور میتواند در یک محیط کوچک چالشی غیرقابل غلبه باشد.
این چالشها فرصتی ایجاد میکنند تا بازارهای کسبوکار SME، SMB و SOHO به دنبال راههایی برای بهرهگیری از مقیاس ترکیبی باشند. در حالی که بسیاری از شرکتها امروزه به ایدههایی مانند محاسبات ابری میزبانیشده روی میآورند، هزینههای مرتبط با توسعه ظرفیت الاستیک اغلب این کار را غیرعملی میکند، زیرا همین بازار بیشترین مشکل را در استفاده از آن نوع قابلیت دارد. محاسبات ابری میتواند در برخی موارد پاسخگو باشد، اما معمولاً فقط برای کوچکترین شرکتهایی که یک سرور برای آنها مقیاس زیادی است، یا برای آن شرکتهایی که آنقدر بزرگ هستند که یک زیرساخت اتوماسیون به سبک DevOps دارند که میتواند به صورت الاستیک با تقاضاهای بار مقیاسبندی شود و حجم کارهایی که برای این فرآیند منطقی است. اما این شرکتها استثنا هستند نه قاعده. اغلب، محاسبات ابری میزبانیشده فقط برای زیرمجموعهای خاص از حجم کارهای عمومی و فقط در برخی موارد منطقی است.
برای اکثر شرکتهایی که برای ایجاد مقیاس لازم برای ساختن زیرساخت فناوری اطلاعات مقیاس کامل خود کوچک هستند، پاسخ احتمالاً در کولوکیشن یافت خواهد شد. باید توجه داشت که آشکارا عوامل مکانی یا محیطی بالقوه فراگیری وجود دارند که میتوانند زیرساختهای خارج از محل را غیرممکن یا حداقل غیرعملی کنند. اما اکثر کسبوکارها تابع این محدودیتها نخواهند بود.
کولوکیشن با تولید مقیاس لازم برای امکانپذیر کردن تأسیسات زیرساخت اطلاعاتی اختصاصی با کیفیت بالا، چالشهای هزینهای بازار کسبوکارهای کوچکتر را مرتفع میکند. این شامل کارکنان، اتصال WAN، کنترلهای محیطی، برق و تخصص میشود. صرفهجویی در هزینه اغلب میتواند از جاهای غیرمنتظرهای ناشی شود از جمله هزینه کمتر برق به ازای هر کیلووات ساعت، هزینه کمتر سرمایش و تهیه برق و تراکم بالاتر املاک.
اغلب تصور میشود که کولوکیشن یک سرویس ممتاز با هزینه اضافی برای کسبوکارهایی است که نیازهایی بالاتر از حد متوسط دارند، اما در واقع کولوکیشن اغلب و باید اغلب انتخاب شود زیرا نمایانگر فرصتی برای کاهش هزینهها است همزمان با بهبود قابلیت اطمینان. کولوکیشن، در اکثر موارد، در واقع یک صرفهجویی در هزینه را بر اساس ماه به ماه به ارمغان میآورد که در طول زمان پتانسیل بازگشت سرمایه چشمگیری را فراهم میکند، زیرا هزینه اولیه میتواند با سایر سرمایهگذاریها برابر یا مشابه باشد، اما هزینه ماهانه جاری میتواند کمتر باشد و، شاید مهمتر از همه، هزینهها میتوانند بسیار قابل پیشبینیتر با ریسکهای کمتر و هزینههای غیرمنتظره کمتر شوند.
از آنجا که هزینه خدمات میتواند بسیار جزئی باشد، در واقع برای کولوکیشن بسیار راحتتر از آن چیزی است که عموماً تصور میشود هزینه کلی را کاهش دهد. به عنوان مثال، یک کسبوکار کوچک با تنها یک یا دو سرور همچنان به برخی ملزومات اساسی مانند تهویه مطبوع و پشتیبانی UPS به علاوه فضا و امنیت نیاز دارد که همه آنها فقط برای مقدار بسیار کمی از تجهیزات اختصاص یافته است. در یک تأسیسات کولوکیشن، این سرورها ممکن است کمتر از یک درصد از سرمایش یک سیستم سرمایش بزرگ و با کارایی بالا را نمایندگی کنند، ممکن است فقط کسر کوچکی از یک UPS بزرگ استفاده کنند و غیره.
کولوکیشن همچنین کارکنان فناوری اطلاعات را از انجام وظایف مرکز داده که برای آنها عموماً آموزش ندیدهاند و صلاحیت کمی دارند، آزاد میکند تا بر وظایفی تمرکز کنند که ارزشمندتر و هدف اصلی آنها هستند. سپس وظایف مرکز داده میتوانند توسط کارکنان تجربی و اختصاصی مرکز داده انجام شوند.
محاسبه دقیق ROI میتواند چالشبرانگیز باشد زیرا موارد فردی بسیار منحصربهفرد هستند و به شدت به حجم کارها، موارد استفاده، نیازهای مستقل و عوامل محیطی یک کسبوکار و گزینههای کولوکیشن مورد نظر بستگی دارند. اما باید با این ذهنیت به آن نزدیک شد که کولوکیشن فقط فرصتی برای بهبود کیفیت یا قابلیت اطمینان خدمات زیرساخت فناوری اطلاعات ارائه نمیدهد، نه اینکه فقط میتواند بازگشت سرمایهای نمایندگی کند، بلکه ممکن است در واقع هر دوی این موارد را علاوه بر کاهش اساسی هزینههای کلی انجام دهد.