بررسی نتبوکها برای کسبوکار کوچک
واقعاً هیچ سوالی درباره اینکه آیا نتبوکها ابزار مهمی برای کسبوکارهای همه اندازهها خواهند بود یا نه وجود ندارد - خواهند بود. مزایای نتبوکها آنقدر بزرگ است که نمیتوان نادیده گرفت: قابلیت حمل بالا، بهطور کلی مقاومتر از لپتاپهای مشابه به دلیل اندازه، وزن سبک، ذخیرهسازی و حملونقل آسانتر و اغلب در مقایسه با لپتاپهای سنتی بسیار ارزانقیمت. استثنا برای هر قانونی وجود دارد اما نتبوک نمونه بهطور چشمگیری کوچکتر از یک لپتاپ سنتی است، تنها یک تا دو پوند (زیر یک کیلوگرم) وزن دارد و اغلب حداکثر هفتاد درصد از یک لپتاپ هزینه دارد (هر مقایسه قیمتی به دلایل واضح کاملاً ذهنی است.)
سوال این نیست که آیا نتبوکها ایده خوبی هستند یا نه، بلکه این است که آیا بازار نتبوک برای شرکتها (یا در مورد ما، SMB) آماده است. در حالی که ایده نتبوکها برای مدت نسبتاً طولانی وجود داشته، تحقق بازار تنها در دو سال گذشته شروع به شکل گرفتن کرده است. نتبوک در اصل توسط Psion در سال 2000 توسعه یافت اما آنها در سال 2003 از بازار خارج شدند. بازیگر بزرگ بعدی سازمان ملل متحد با OLPC (یک لپتاپ برای هر کودک) بود که یک نتبوک بسیار ارزانقیمت، مقاوم و مبتنی بر Linux بود که فقط ۱۹۹ دلار آمریکا در دسترس بود. با توسعه OLPC و اکوسیستم عرضهکنندگان و توسعهدهندگانی که آن پرورش داد، بازار دستگاههای اینترنتی کمهزینه و قابل حمل آماده انفجار بود.
خبرهای بزرگ برای مصرفکنندگان عادی در سال 2007 آمد وقتی Asus، یک سازنده بزرگ تایوانی که به خاطر مادربردهای با کیفیت بالایشان معروف است، خط EEE PC خود از نتبوکها و بعداً نتتاپها را منتشر کرد. EEE PC به دلیل قیمت پایین، ظاهر جذاب و اندازهاش با مصرفکنندگان ضربه بزرگی شد. وقتی بازار شناسایی شد، سازندگان زیادی وارد شدند و سازندگان درجه اول مانند Acer، Lenovo، Dell و HP نیز اکنون هرچند بهطور کلی از بخشهای مصرفیشان نه از بخشهای تجاریشان در بازار حضور دارند.
امروز در یک بازار نتبوک مصرفی بهسرعت در حال بلوغ هستیم. این به این معناست که نتبوکها کاملاً تثبیت شده، بهطور گسترده در دسترس و پایدار هستند اما تاکنون تنها در پیکربندیهایی برای استفاده مصرفی طراحی شدهاند. این اولین مانع ما را هنگام در نظر گرفتن این دستگاهها برای محیط کار ایجاد میکند.
بهجز موارد نادر، نتبوکها یا با نسخههای مصرفی Microsoft Windows (یعنی XP Home، Vista Home) یا با نسخههای غیرسازمانی Linux (یعنی Linpus، Mandriva) ارائه میشوند. مطمئناً چند ماشین وجود دارند که با سیستمعاملهای مناسب درجه سازمانی مانند Vista Business یا SUSE Linux ارائه میشوند اما اغلب سیستمعاملی که روی نتبوکها مییابید با آنچه در کسبوکارتان نیاز دارید یکسان نیست. (بسیاری از سازندگان طاقچه نتبوک با Ubuntu یا Fedora ارائه میدهند که برای بسیاری از کسبوکارها قابل قبول هستند اما اینها نیز نادر هستند.)
در برخی موارد، مانند Acer Aspire One بسیار محبوب، برای یک بخش فناوری اطلاعات کاملاً آسان است که تصویر سیستمعامل خودشان را ایجاد و روی نتبوک اعمال کنند. با این حال این رویکرد برای یک مغازه کوچک هرگز مقرونبهصرفه نیست. این تنها تحت شرایط بسیار خاص یا برای سازمانهای بسیار بزرگ که تعداد زیادی از ماشینهای با تصویر یکسان را راهاندازی میکنند و میتوانند هزینه را بر گروه پخش کنند رویکرد مؤثری است.
در مورد Acer Aspire One یک واحد بسیار خوب ساختهشده داریم که یا Linpus Linux (مشتقی از Fedora 8) یا Windows XP Home اجرا میکند. نسخههای Windows Home قادر به یکپارچهسازی در محیطهای تجاری نیستند پس میتوانیم آن گزینه را کاملاً کنار بگذاریم. هزینه دریافت مجوز اضافی XP Pro روی سختافزاری که خیلی ارزان است بسیار گزاف خواهد بود.
مدل Linpus بهطور قابلتوجهی ارزانتر از مدل Windows XP Home است و میتوان آن را با یک نسخه سفارشی Fedora 10 که سیستم همراه را بدون هیچ هزینه خارجی اضافی جایگزین میکند مجهز کرد. این کار نیاز به یک مهندس Linux نسبتاً آشنا دارد و کامل کردن و آزمایش آن ساعتهای زیادی طول میکشد. احتمالاً حداقل چند روز کار. فقط فروشگاههای بزرگ با تخصص داخلی Linux خوب یا فروشگاههای کوچکتر با شرکای برونسپاری فناوری اطلاعات با تخصص لازم باید اقدام به پیمودن این مسیر کنند زیرا شما را کاملاً بدون هیچ شکلی از پشتیبانی فروشنده رها میکند. همچنین نیاز دارد بخش فناوری اطلاعات شما یک تصویر سیستمعامل اضافی را نظارت و پشتیبانی کند مگر اینکه قبلاً روی Fedora استانداردسازی کرده باشید - که خیلی رایج نیست. گزینههای دیگری هم وجود دارند مانند نصب OpenSUSE یا یک نسخه Ubuntu اما اینها کار اضافی نیاز دارند زیرا Fedora برای ایجاد پایه Linpus استفاده میشود و بهراحتی روی دستگاه نصب میشود.
استفاده از نتبوکهای مبتنی بر Linux اغلب مشکل دیگری ایجاد میکند. روی یک دسکتاپ سازمانی معمولی که Linux اجرا میکند، رایجترین حالت یافتن KDE یا Gnome در حال اجرا به عنوان دسکتاپ است. این دو محیط دسکتاپ کاملترین و محبوبترین برای پلتفرمهای UNIX هستند و برای اکثر کاربران، انتخاب KDE یا Gnome است که آشنایی با محیط را ایجاد میکند و نه سیستمعامل زیرین. به این دلیل، کاربرانی که از KDE روی SUSE Linux استفاده کردهاند اغلب میتوانند به KDE روی PC-BSD تغییر دهند بدون اینکه کاربر حتی متوجه تغییر سیستمعامل شود (Linux به FreeBSD.) اما نتبوکها اغلب هنگام اجرای این دسکتاپهای سنگین ضعیف هستند و بنابراین جایگزینها معمولاً توصیه میشوند. امروزه رایجترین حالت XFCE به عنوان یک محیط دسکتاپ سبک جایگزین انتخاب میشود اما گزینههای سبکتری نیز وجود دارند مانند IceWM. این محیطها میتوانند نتبوکها را به جای کند و دستوپاچلفتی بسیار قابل استفاده کنند اما باعث میشوند کاربران با رابطهای بالقوه ناآشنا روبرو شوند که میتواند منجر به نیازهای پشتیبانی اضافی و احتمالاً حتی آموزش شود.
در دسترس بودن نتبوک برای یک طبقه خاص از پرسنل بسیار سیار یا دائماً در دسترس میتواند بسیار منطقی باشد. مزایا بسیار واقعی هستند و در حالی که برخی کاربران از صفحهنمایشها و صفحهکلیدهای کوچک ناراحت میشوند و از کمبود سختافزار با عملکرد بالا ناراضی هستند، بسیاری از کاربران از قابلیت حمل و استفاده آسان این دستگاههای کوچک لذت میبرند. اگر داشتن یک نتبوک تفاوت بین توانایی کار کارکنان و قطع ارتباط از دفتر را ایجاد کند، نتبوکها بهراحتی هزینه خود را جبران میکنند.
برای اکثر کسبوکارها احساس میکنم هنوز در مرحله پذیرش اولیه در مورد نتبوکها هستیم. خود سختافزار بهخوبی آزمایش شده و بهطور گسترده در دسترس است اما نرمافزار اغلب در این زمان آماده نیست. در دو سال آینده انتظار دارم پیشرفتهای زیادی در بازار ببینیم، بهویژه با توجه به اینکه انتظار میرود AMD و NVidia در این مدت بهطور گسترده وارد بازار شوند، همراه با سایر بازیگران بالقوه که در حال حاضر ورودی بسیار کمی به بازار داشتهاند مانند Freescale.
در حال حاضر، و برای آینده نزدیک، کسبوکارهایی که به دنبال نتبوک هستند باید تقریباً در سراسر هیئت متعهد به استفاده از Linux به جای Windows شوند. سیستمعامل Windows آماده مقابله با بازار نتبوک نیست و احتمالاً منتظر خواهد ماند تا نتبوکها در عملکرد به لپتاپهای مدرن برسند قبل از اینکه واقعاً برای ورود به بازار نتبوک سازمانی اقدام کند. در این میان، اما معماریهای جایگزین مانند PowerPC، ARM و MIPS در بازار آزمایش میشوند و پذیرش آنها یک مانع فناوری برای اجرای Windows روی این دستگاهها ایجاد میکند. Microsoft ممکن است متوجه شود که نتبوک میتواند از دست دادن بازار حیاتی برایشان باشد زیرا فروشندگان Linux مانند Novell، Red Hat و Canonical آن را به عنوان راهی برای ورود به فضای دسکتاپ سازمانی خواهند دید. تصادفی نیست که Red Hat به تازگی بازگشت رسمی خود به رقابت در این بازار را اعلام کرده است.
در این زمان خاص احساس میکنم بررسی نتبوکها و دیدن اینکه چگونه ممکن است یا نباشند در استراتژی فناوری اطلاعات کسبوکار شما جا بگیرند خوب است. اکثر کسبوکارهای کوچک متوجه خواهند شد، مانند همتایان سازمانی بزرگشان، که نتبوک برای تهیه ارزان است اما در یک محیط سازمانی گران است. این بهسرعت در حال تغییر خواهد بود با رایجتر شدن فرمت نتبوک و شروع کسبوکارها به اصرار بیشتر و بیشتر برای ارائه آنها، در پیکربندیهای آماده برای کسبوکار، از فروشندگان برتر.