مجازیسازی برای کسبوکار کوچک
در یک یا دو سال گذشته شاهد بودهایم که مجازیسازی از یک مفهوم کمفهمیده شده به یک کلیدواژه پرطرفدار صنعتی تبدیل شده که دائماً در هر مکالمهای با موضوع فناوری مطرح میشود. تردیدی نیست که مجازیسازی نقش مهمی در چشمانداز IT امروز ایفا میکند، اما سوالی که میپرسیم این است که آیا مجازیسازی در این زمان برای بازارهای کسبوکارهای کوچک و متوسط کاربرد دارد.
پاسخ سریع به این سوال: کاملاً. برخلاف بسیاری از فناوریهایی که ارزش مشکوکی دارند یا درجه بالایی از پیچیدگی فناوری، ریسک و هزینه ایجاد میکنند که ممکن است برای یک کسبوکار کوچک مناسب نباشد، مجازیسازی یک فناوری بالغ (IBM CP/CMS حدود ۱۹۶۸) است که بهخوبی درک شده و یک لایه انتزاع سختافزاری ارائه میدهد که میتواند به یک سازمان IT با هر اندازهای بهره برساند و ممکن است حتی بیشتر از آنکه در فضای سازمانی کاربرد داشته باشد برای بخش IT کسبوکار کوچک کاربردی باشد.
پیش از بررسی اینکه مجازیسازی چگونه میتواند به بازار SMB بهره برساند، میخواهم برخی تعاریف ارائه دهم تا مطمئن شوم که درباره همان مجموعه فناوریها صحبت میکنیم. در چشمانداز IT امروز محبوب شده که فناوریهای معمولی را به دلایل بازاریابی بهعنوان «مجازیسازی» برچسبگذاری مجدد کنند و این موضوع را بهطور غیرضروری پیچیده کرده است.
مجازیسازی واقعی به مجازیسازی کل سیستمعاملها اشاره دارد. Wikipedia از اصطلاح مجازیسازی پلتفرم استفاده میکند و من نیز همینطور. از نظر فنی میتوانستیم به این «مجازیسازی سیستم» یا «مجازیسازی سیستمعامل» بگوییم تا آن را از فناوریهای مرتبط ضعیفی که ممکن است استدلالاً حق استفاده از همین اصطلاح کلی را داشته باشند، متمایز کنیم.
مفهوم پایه مجازیسازی پلتفرم شامل اجرای یک لایه انتزاعی روی یک کامپیوتر است که خود سختافزار را شبیهسازی میکند. از طریق ترکیب انتزاع و شبیهسازی، آنچه بهعنوان ماشین مجازی شناخته میشود به دست میآید. این ماشین مجازی یک «کامپیوتر» کاملاً کارکردی است که روی آن میتوانیم یک سیستمعامل نصب کنیم دقیقاً مثل نصب روی سختافزار خالص یک ماشین اختصاصی. بهجای اینکه به نصب تنها یک تصویر سیستمعامل در هر کامپیوتر محدود باشیم، اکنون با مجازیسازی پلتفرم میتوانیم نسخههای متعددی از سیستمعاملهای یکسان یا متفاوت را روی همان قطعه سختافزار نصب کنیم. مفهوم قدرتمندی بهواقع.
آشکار بودن سودمندی این فناوری یک سوال آشکار مطرح میکند: «اگر مجازیسازی پلتفرم از ۱۹۶۸ در دسترس بوده است، چرا تنها اخیراً محبوب و مهم شده است؟» این یک سوال عالی است. پاسخ در واقع بسیار ساده است.
فناوریهای سنتی مجازیسازی پلتفرم به پشتیبانی زیادی در خود سختافزار کامپیوتر نیاز دارند. IBM این نوع پشتیبانی را برای دههها در سیستمهای مینفریم خود ساخته و فروشندگان بزرگ UNIX مانند Sun این را در سرورهای UNIX سطح بالای خود برای سالها ارائه دادهاند. این سیستمها بسیار تخصصی هستند و معمولاً سیستمعاملهای سفارشی خود را اجرا میکنند. بهطور کلی تنها سازمانهای IT بزرگ میتوانستند سرورهایی با این اندازه بخرند و فروشگاههای کوچک دسترسی آسانی به این فناوریها نداشتند. برای آن متخصصان IT که در گذشته با این نوع تجهیزات کار کردهاند، ایده مجازیسازی اغلب آنقدر در پلتفرم ذاتی بود که اغلب خیلی کم درباره آن بحث میشد زیرا بهعنوان صرفاً یک جنبه از این سیستمهای سرور سطح بالا دیده میشد و لزوماً یک مفهوم مستقل نبود.
آنچه اخیراً تغییر کرده، حرکت برای آوردن مجازیسازی پلتفرم به فضای سختافزار کالایی است که توسط پردازندههای AMD و Intel (x86_64) اشغال شده که توسط اکثریت کسبوکارهای کوچک و متوسط و همچنین سازمانهای بزرگتر استفاده میشوند. اولین حرکت استفاده از نرمافزار بهتنهایی برای ممکن کردن این کار روی خانواده پردازنده x86 بود. بازیکنان اولیه در این فضا VMWare و Microsoft با محصولاتی مانند VMWare Workstation، Virtual PC، VMWare GSX و MS Virtual Server بودند. این محصولات نشان دادند که هیچ سختافزار خاصی برای مجازیسازی مؤثر کل سیستمعاملها لازم نیست و به شرکتهای همه اندازهها امکان داد با مفهوم مجازیسازی پلتفرمهای کالایی موجود خود تجربه کسب کنند. این شکل از مجازیسازی بهعنوان «مجازیسازی مبتنی بر میزبان» شناخته میشود زیرا به یک سیستمعامل میزبان نیاز دارد که محیط مجازیسازی روی آن اجرا میشود.
پس از این راهکارهای نرمافزاری-تنها، فروشندگان پردازنده بزرگ در فضای کالایی، AMD و Intel، شروع به ساخت قابلیتهای مجازیسازی در پردازنده کردند که انعطافپذیری، امنیت و عملکرد بیشتری را فراهم میکند و بازار سختافزار کالایی x64 را بسیار بیشتر با پیشنهادات سنتی از خانوادههای پردازنده دیگر رایج در سرورهای آهنی بزرگ همراستا میکند. با این کار بازار مجازیسازی واقعاً منفجر شده است هم از طرف فروشنده زیرا فروشندگان بیشتر و بیشتری محصولات مرتبط با مجازیسازی ارائه میدهند و هم از طرف مشتری زیرا مجازیسازی شروع به درک بهتر میکند و استفاده از آن رایجتر میشود. با آخرین دورهای خرید، اکثر فروشگاههای IT کوچک سرورها و اغلب دسکتاپهایی خریداری کردهاند که از مجازیسازی سطح سختافزاری پشتیبانی میکنند حتی بدون اینکه قصد داشته باشند برای یک حرکت به سمت مجازیسازی آماده شوند. این مدل مجازیسازی پشتیبانیشده توسط سختافزار «مجازیسازی مبتنی بر هایپروایزر» نامیده میشود زیرا همه سیستمعاملها بر روی یک هسته کوچک به نام هایپروایزر اجرا میشوند و هیچ سیستمعامل سنتی مستقیماً روی سختافزار اجرا نمیشود.
اکنون که ایده خوبی از آنچه مجازیسازی پلتفرم است و چرا اکنون بهعنوان یک گزینه برای ما در دسترس است داریم، به دلایل اینکه چرا مجازیسازی پلتفرم ممکن است در فضای کسبوکار کوچک و متوسط برای ما مفید باشد نگاه خواهیم کرد.
دو چیز وجود دارد که بهراحتی میتوانیم مجازی کنیم (بدون اینکه به انتزاعات پیچیده برویم یا شروع به مجازیسازی زیرساخت روتینگ و سوئیچینگ خود کنیم) – سرورها و دسکتاپها. انتخاب آسانتر و آشکارتر، مجازیسازی سرورها است.
مجازیسازی زیرساخت سرور، یا بخشی از آن، اولین جایی است که اکثر فروشگاههای IT امروز بهعنوان پتانسیلی برای مجازیسازی نگاه میکنند. اکثر شرکتها مییابند که اکثر سرورهایشان بهشدت کماستفاده هستند با CPU، حافظه و ظرفیت درایو اضافی که بلااستفاده میماند در حالی که بارهای کاری اضافی به دلیل محدودیتهای بودجه، فضا یا زمان پیادهسازی جایی برای خود پیدا نمیکنند. مجازیسازی به کمک میآید.
از طریق مجازیسازی این فرصت را داریم که چندین سرور مجازی را روی یک قطعه سختافزار سرور اجرا کنیم. میتوانستیم تنها یک سیستم سرور را مجازی کنیم اما این هیچ مزیت بهرهوری برای ما به ارمغان نمیآورد یا میتوانستیم، از نظر نظری، صدها سرور را مجازی کنیم اگر سختافزارمان بتواند آن را تحمل کند. بهطور معمول، کسبوکارهای کوچک میتوانند چندین نقش سرور معمولی را روی یک سرور فیزیکی مجازی کنند. تراکم ماشین مجازی البته توسط ویژگیهای بار و همچنین توسط سختافزار موجود تعیین میشود. مجازیسازی از حافظه و ذخیرهسازی زیادی استفاده میکند، بدیهی است، و بنابراین باید برنامهریزی دقیق انجام شود. حافظه و ذخیرهسازی امروزه نسبتاً ارزان هستند و مطمئناً بسیار کمتر از خرید سختافزار سرور اضافی و پرداخت برای پشتیبانی از آن هزینه دارند. معمول نیست که یک کسبوکار کوچک بهراحتی نصف دوجین سرور را روی یک قطعه سختافزار مجازی کند و تعداد بیست یا بیشتر، عدد غیرمعقولی برای امیدواری نیست.
بسیاری از فروشگاههای کوچک فوراً به این نتیجه میرسند که مجازیسازی به ذخیرهسازی گرانقیمت SAN نیاز دارد. اصلاً اینطور نیست. مجازیسازی طیفی از مزایا را حتی بدون استفاده از یک زیرساخت ذخیرهسازی SAN ارائه میدهد که فروشگاهها میتوانند فوراً از آن بهرهمند شوند. البته برخی مزایای قابل توجه با استفاده از SAN در ارتباط با مجازیسازی و فناوریهای دسترسی بالا یا توزیع بار وجود دارد. اغلب، با این حال، این قابلیتهای دسترسی بالا و توزیع بار، ویژگیهای اضافی هستند که قبل از مجازیسازی وجود نداشتند و لازم نیستند تا یک فروشگاه مزایای قابل توجهی از مجازیسازی ببیند، اما فرصتی برای بهبود آینده ارائه میدهند وقتی و اگر بودجه اجازه دهد.
کسبوکارهای کوچک مزایای بسیاری از مجازیسازی را فوراً خواهند دید حتی با انجام آن در مقیاس کوچک. برخی از این مزایا آشکار هستند و برخی کمتر.
اولین مزیت ما هزینه سختافزار است که در بالا اشاره کردم. با حذف نیاز به خرید و پشتیبانی از سختافزار سرور گرانقیمت به ازای هر سیستمعامل، اکنون میتوانیم سیستمهای بیشتری با هزینه کمتر به ازای هر سیستم مستقر کنیم. در بسیاری از موارد این نهتنها یک صرفهجویی در هزینه است بلکه وجوه بیشتری را برای حرکت از سرورهای سادهتر به پیشنهادات کلاس سازمانی کمتر اما مهمتر با ویژگیهای عملکرد، پایداری و پشتیبانی مهم مانند مدیریت یکپارچه توان و KVM over IP از یک کنسول مدیریت خارج از باند فراهم میکند.
دومین مزیت ما صرفهجویی در هزینه از کاهش مصرف برق است. امروزه بسیار مد شده و به دلیل خوب، برای شرکتها نگران «سبز» بودن باشند و مجازیسازی IT نقش کلیدی در سبزینهسازی بخش ایفا میکند. اضافه کردن ماشینهای مجازی به یک سرور فیزیکی معمولاً نشاندهنده افزایش ناچیز، اگر حتی قابل اندازهگیری باشد، در مصرف برق است. اضافه کردن سرورهای فیزیکی اضافی البته مقدار قابل توجهی مصرف برق اضافه میکند حتی برای سیستمهایی که سبک استفاده میشوند یا فقط گهگاه استفاده میشوند.
سومین مزیت ما در کاهش پیچیدگی پشتیبانگیری است. سرورهای مجازیشده را میتوان با استفاده از روشهای کاملاً سنتی مانند پشتیبانگیری سطح سیستمفایل از خود سیستمعامل پشتیبانگیری کرد، همانطور که توسط سیستمهای پشتیبانگیری سنتی مانند NetBackup، BackupExec، Amanda، Bacula و دیگران محبوب شده است. بنابراین اگر میخواهیم به استراتژیهای پشتیبانگیری فعلی پایبند باشیم میتوانیم بدون هیچ پیچیدگی اضافی انجام دهیم، اما اگر میخواهیم به پشتیبانگیری مبتنی بر تصویر برویم، میتوانیم این کار را بهراحتی انجام دهیم. استفاده از تصاویر سیستم بهعنوان پشتیبانگیری لزوماً جدید یا منحصر به مجازیسازی نیست اما مجازیسازی این را برای بسیاری از کاربران بسیار آشکارتر و قابل دسترستر میکند. در واقع، با مجازیسازی تصاویر سیستم (یک کپی از کل سیستم، نه تنها فایلهای منفرد آن) میتوانند با استفاده از سیستمفایل معمولی گرفته شوند – هیچ نرمافزار خاصی لازم نیست. یک پشتیبانگیری کامل سیستم میتواند با خاموش کردن سرور مجازی، کپی کردن سیستمفایل مجازی آن – اغلب یک فایل بزرگ منفرد، و راهاندازی مجدد سیستم گرفته شود. بازیابی یک سیستم میتواند به سادگی کپی کردن یک فایل تصویری از یک دستگاه ذخیرهسازی پشتیبان به سرور مجازی و راهاندازی مجدد آن باشد. بازیابی انجام شد. سیستم آنلاین شد. این به سادگی ممکن است.
چهارمین مزیت ما در سهولت تهیه است. ساخت یک سیستمعامل سرور جدید مستقیماً روی سختافزار برای اکثر فروشگاهها یک کار وقتگیر است. این بهویژه درست است اگر تعجبی با نوع سختافزار جدیدی که قبلاً استفاده نشده وجود داشته باشد. ممکن است درایورهای گمشده یا تنظیمات و پارامترهای خاص سیستمعامل لازم برای پشتیبانی از سختافزار وجود داشته باشد. با مجازیسازی پلتفرم هدف همیشه یکسان است و بسیاری از تعجبها را از این فرآیند حذف میکند و هم سریعتر و هم قابل اطمینانتر میشود. در بسیاری از موارد استقرار نیز سریعتر است صرفاً به این دلیل که فرآیند آمادهسازی دستگاه پایه بسیار سریعتر است. برای شروع یک نصب دستی Linux روی یک سرور فیزیکی سنتی باید سرور مذکور را بخرم، در رک نصب کنم، برق و شبکه را متصل کنم، شبکه را تهیه کنم، سرور را روشن کنم، فریمور را بهروز کنم، سیستم مدیریت خارج از باند را پیکربندی کنم، سختافزار را burn in کنم، رسانه نصب را نصب کنم و شروع به نصب کنم. یا از برخی محیطهای مجازیسازی میتوانم با یک دستور در خط فرمان کل فرآیند را شروع کنم. استقرار یک سرور جدید میتواند از ساعتها یا روزها به دقیقهها برسد. این حتی به سادگی شبیهسازی سیستمهای موجود در یک محیط مجازی نمیپردازد.
پنجمین مزیت «نرم» مجازیسازی این است که اغلب یک صرفهجویی قابل توجه در هزینه نرمافزار هنگام مجازیسازی وجود دارد. برخی فروشندگان مانند Novell با Suse Linux به شما اجازه میدهند هر تعداد سرور را روی یک ماشین فیزیکی مجازی کنید در حالی که تنها برای یک مجوز ماشین پرداخت میکنید. Red Hat چندین نصب میدهد اما نه نامحدود مانند Novell. Microsoft طیفی از گزینههای قیمتگذاری مجازیسازی بسته به نیازهایتان دارد از جمله یک مجوز استقرار نامحدود به ازای پردازنده. در بدترین سناریو باید دقیقاً مثل اجرای همان ماشینها بهصورت فیزیکی برای مجوزهای سیستمعامل اضافی و سایر نرمافزارها پرداخت کنید اما در تقریباً همه موارد انعطافپذیری قیمتگذاری بیشتری وجود دارد و اغلب کاهشهای چشمگیر هزینه برای چندین میزبان مجازی.
ششمین مزیت در توانایی «بازگشت» به یک کل سیستمعامل است. اکثر پلتفرمهای مجازیسازی اجازه مفهوم گرفتن یک اسنپشات سیستم، ایجاد تغییرات در سیستم فعال و سپس بازگردانی سیستم به حالت اصلی آن هنگام اتمام کار را میدهند. این برای آزمایش نرمافزار و بهویژه برای آزمایش پچهای سیستمعامل یا هر فرآیند بهروزرسانی حیاتی که ممکن است خراب شدن چیزی باعث شود سیستمتان غیرپاسخگو و احتمالاً غیرقابل تعمیر شود، عالی است. توانایی رفتن «به عقب در زمان» به آخرین اسنپشات، گرفته شده چند ثانیه قبل از اعمال پچ یا تغییر پیکربندی پرریسک میتواند نجاتدهنده باشد. البته گرفتن یک پشتیبانگیری تصویری میتواند به همین شکل استفاده شود اما اسنپشاتها بازیابی حتی سریعتری را به دلیل «نزدیکی» آنها به سیستمفایل اصلی امکانپذیر میکنند.
همه این مزایای ذکر شده با یک حرکت به سمت مجازیسازی به دست میآیند و نیازی به هزینه اضافی برای نرمافزار یا سختافزار ندارند. اگر بودجهمان اجازه دهد و نیاز وجود داشته باشد، همچنین گزینهای برای اضافه کردن یک یا چند سرور مجازیسازی وجود دارد که این سرورها یک SAN برای ذخیره تصاویر ماشین مجازی به اشتراک بگذارند. این حداقل هزینه سختافزار را تقریباً سه برابر خواهد کرد اما قدرت پردازشی دوبرابر و برخی ویژگیهای واقعاً شگفتانگیز را فراهم میکند. ویژگی اصلی که واقعاً این راهکار را چشمگیر میکند مفهوم مهاجرت زنده است. مهاجرت زنده زمانی است که یک سیستمعامل مجازی میتواند در حالی که در حال اجراست از یک سرور مجازیسازی فیزیکی به سرور دیگر منتقل شود. این میتواند برای اهداف توزیع بار، آزمایش فاجعه یا برای بقا از یک فاجعه انجام شود. با برخی راهکارهای مهاجرت زنده که معمولاً بهعنوان دسترسی بالا فروخته میشوند، این مهاجرت میتواند آنقدر سریع اتفاق بیفتد که بهطور مؤثر «بدون توقف» ارائه دهد و حتی وبسرورهای با استفاده بالا میتوانند از دست دادن یک سرور فیزیکی را بدون اینکه مشتریان هرگز بدانند یک سرور فیزیکی پایین آمده است، تحمل کنند. انتقال بین گرههای میزبان ماشین مجازی کاملاً برای کاربران نهایی شفاف است.
یک هشدار اصلی وجود دارد. البته اتکا به یک SAN در یک سناریوی بازیابی فاجعه، یک نقطه شکست دیگر ایجاد میکند – سیستم SAN. بنابراین هنگام برنامهریزی برای استفاده از SAN جهت افزایش قابلیت اطمینان ماشینهای مجازی خود، مطمئن شوید از SAN استفاده نکنید که از سرورهای شما کمتر افزونه یا به همان اندازه افزونه است وگرنه ممکن است هزینه را افزایش دهید در حالی که تصادفاً قابلیت اطمینان و عملکرد را کاهش میدهید.
برای کسبوکار کوچک متوسط، بعید نیست که نهتنها مجازیسازی بخشی از زیرساخت سرور بلکه مجازیسازی همه یا تقریباً همه آن منطقی باشد. مزایای مجازیسازی آنقدر زیاد و معایبش آنقدر کم و جزئی هستند که بار کاری نادری در فضای کسبوکار کوچک وجود دارد که سرورهای سختافزاری اختصاصی را توجیه کند.
اکنون که بررسی کردیم چرا مجازیسازی سرور منطقی است، میتوانیم به سمت مجازیسازی دسکتاپ نگاه کنیم. برخلاف دسکتاپها و سرورهای واقعی، دسکتاپهای مجازیشده اغلب پیچیدگیهایی را به دلیل الزامات صدور مجوز بهویژه با دسکتاپهای Microsoft Windows اضافه میکنند.
مجازیسازی دسکتاپها همچنین تا حدی پیچیده است زیرا روشهای متعددی برای ارائه فیزیکی دسکتاپها وجود دارد. بدیهی است که وقتی شروع به صحبت درباره مجازیسازی زیرساخت دسکتاپ میکنیم، در واقع درباره طیفی از راهکارها صحبت میکنیم زیرا برخی دستگاهها باید همیشه «روی دسکتاپ» باشند که صفحهکلید، موس و مانیتور را که نمیتوان مجازی کرد فراهم کنند و سیستمعامل دسکتاپ خود باید جای دیگری اجرا شود. حتی بدون مجازیسازی این انجام میشود (و گاهی بهعنوان مجازیسازی بازاریابی میشود در حالی که در واقع صرفاً دسترسی از راه دور است) بهطور رایج از طریق تیغههای دسکتاپ، دسکتاپهای قابل نصب در رک یا سرورهای ترمینال. همه این راهکارها دسکتاپ را به مرکز داده منتقل میکنند و از کلاینتهای نازک یا از طریق نرمافزار به کاربران راه دور موجود از ماشینهای آنها مانند کاربران در خانه که به دفتر وارد میشوند دسترسی به آن ارائه میدهند.
با مفهوم سرور ترمینال شروع خواهیم کرد زیرا این آسانترین مجازیسازی است و سادهترین است. چه درباره مجازیسازی سرور در حال اجرای Microsoft Terminal Server (اکنون بهعنوان Remote Desktop Services شناخته میشود)، Citrix XenApp یا صرفاً یک سرور ترمینال دسکتاپ راه دور Linux استاندارد صحبت کنیم، باید کاری بیش از نصب آن سرور در یک محیط مجازی بهجای یک محیط فیزیکی انجام ندهیم. این واقعاً یک سوال مجازیسازی سرور است نه مجازیسازی دسکتاپ – تنها توسط کاربر نهایی بهعنوان مرتبط با دسکتاپهایشان درک میشود.
روش دیگر مجازیسازی دسکتاپ، «مجازیسازی دسکتاپ واقعی» که به آن اشاره خواهم کرد، اجرای تصاویر سیستمعامل دسکتاپ روی یک سرور مجازی دقیقاً مثل دسکتاپهای معمولی اختصاصیافته به یک کاربر است. این به معنای مجازیسازی سیستمعاملهایی مانند Windows XP، Windows Vista یا Windows 7 است که هر تصویر به یک کاربر واحد اختصاص یافته دقیقاً مثل یک دسکتاپ فیزیکی. میتوانستیم از نظر نظری همان کار را با Linux یا برخی طعمهای دیگر Unix انجام دهیم اما از آنجایی که آن سیستمها مجوز هر کاربر یا نسخههای خاص دسکتاپ ندارند و از آنجایی که همیشه دسکتاپهای خود را در حالت سرور اجرا میکنند، تنها میتوانیم در استفاده و نه در هیچ روش فناوری دقیق بین یک دسکتاپ مجازی واقعی و یک سرور ترمینال مبتنی بر Unix تمایز قائل شویم زیرا آنها یکی هستند. تنها Windows واقعاً یک مدل دسکتاپ اختصاصی ارائه میدهد که اجازه میدهد این به این شکل خاص بدون مفهوم دسترسی مشترک به یک تصویر بهطور همزمان اتفاق بیفتد.
به دلیل محدودیتهای صدور مجوز از Microsoft، دسکتاپهای Windows باید یک تصویر به ازای هر کاربر نصب شوند حتی اگر فناوریهایی وجود داشته باشند که این را از نظر فناوری غیرضروری کنند، اما هنوز مزایایی برای این مدل وجود دارد. مزایای بزرگ دسکتاپهای مجازیشده قطعاً به شرکتهایی میرود که کارمندانی دارند که یا بهصورت داخلی یا حتی خارجی گردش میکنند.
استفاده از دسکتاپهای مجازیشده کنترل بسیار بیشتری به شرکت نسبت به ارائه لپتاپ میدهد. لپتاپها میتوانند دزدیده، گم یا آسیب ببینند. لپتاپها فرسوده میشوند و باید بهطور منظم تعویض شوند. یک دسکتاپ مجازی که از خارج از شرکت قابل دسترسی است میتواند به شیوههایی ایمن و محافظت شود که یک لپتاپ نمیتواند. ارتقاها بسیار سادهتر هستند و هیچ نگرانیای درباره اینکه دسکتاپ مجازی از شبکه شرکتی جدا شود و نتواند توسط کارکنان IT پشتیبانی شود وجود ندارد.
تقریباً هر کارمندی که از کامپیوتر در دفتر استفاده میکند قبلاً یکی در خانه برای استفاده شخصی دارد و اغلب یک لپتاپ نیز علاوه بر دسترسی اینترنت پرسرعت دارد. ارائه دسترسی از راه دور به یک دسکتاپ مجازی در دفتر بنابراین بهطور بالقوه هیچ هزینه سختافزاری اضافی برای شرکت یا کارکنان تحمیل نمیکند در حالی که بارهای اداری را کاهش میدهد، مصرف برق را کم میکند و امنیت را افزایش میدهد. برخی کارمندان همیشه به لپتاپ نیاز خواهند داشت اما بسیاری نخواهند داشت.
برای کارمندانی که هنوز پشت یک میز سنتی داخل دفاتر شرکت مینشینند، هنوز به چیزی نیاز است که بهصورت فیزیکی روی میز بنشیند و صفحهکلید، موس و مانیتور را به دسکتاپ تازه مجازیشده متصل کند. این میتواند یک رایانه قدیمی که برای بازنشستگی برنامهریزی شده بود، یک کلاینت نازک سختافزاری اختصاصی یا حتی یک لپتاپ باشد. کارکنان داخلی میتوانند در دفتر یا بین دفاتر جابجا شوند و روی هر میز موجودی با یک کلاینت نازک بنشینند و وارد دسکتاپ مجازی اختصاصی خود شوند و دقیقاً مثل وقتی که پشت میز خودشان هستند کار کنند. سپس میتوانند به خانه بروند و اگر این اجازه داده شود از آنجا نیز کار کنند.
مانند سرورهای مجازیشده، دسکتاپها اگر نیاز باشد، میتوانند بهراحتی با استفاده از روشهای سنتی یا با گرفتن تصاویر کامل سیستم پشتیبانگیری شوند. انعطافپذیری برای انجام هر کاری که در محیطتان بیشترین منطق را داشته باشد وجود دارد.
با پیچیدگی و هزینههای غافلگیرکننده صدور مجوز و همچنین فقدان توانایی حذف کامل سختافزار از روی دسکتاپ به جز برای کاربران صرفاً راه دور، مجازیسازی دسکتاپ به هیچ وجه آسانتر از مجازیسازی سرور نیست. مجازیسازی دسکتاپ نیاز به تحلیل دقیق در هر مورد بهصورت جداگانه دارد تا مشخص شود آیا نیازهای هزینه و کارایی سازمان فردی را برآورده میکند. اکثر سازمانهایی که انتخاب میکنند این مسیر را طی کنند احتمالاً ترجیح خواهند داد تنها تا حدی مجازیسازی کنند – و آن را فقط در مواردی استفاده کنند که بیشترین منطق را دارد مانند کاربران در گردش و کارمندان راه دور در حالی که دسکتاپهای سنتی را برای آن کاربرانی که بهندرت در موقعیتی قرار میگیرند که از این فناوری بهرهمند شوند نگه میدارند. استفاده از گزینههای سرور ترمینال اغلب بسیار رایجتر از «مجازیسازی دسکتاپ واقعی» خواهد بود که اغلب فقط برای کاربران قدرتمند، توسعهدهندگان یا برای پشتیبانی از برنامههای خاصی که در حالت سرور ترمینال بهدرستی کار نمیکنند منطقی است.
یک کاربرد نهایی مجازیسازی وجود دارد که اگر تنها به این دلیل که درک استفاده آن در محیط کسبوکار مهم است، باید مورد بحث قرار گیرد. این نوع نهایی مجازیسازی برای قرار دادن سیستمعاملها در مرکز داده روی سختافزار سرور استفاده نمیشود بلکه برای اجرای تصاویر سیستمعامل اضافی روی دسکتاپها و لپتاپهای سنتی استفاده میشود. این یک سناریوی رایج برای افرادی است که نیاز دارند چندین سیستمعامل را برای پشتیبانی یا توسعه آزمایش کنند. برای سیستمهای تولیدی مفید نیست و معمولاً خارج از محدوده این بحث است. این کاربرد بسیار مفیدی از فناوری است اما یک سناریوی نیچ است که عمدتاً برای آزمایش سازگاری مفید است.
در تمام این بحث، تقریباً بهطور آشکارا، هیچ اشارهای به محصولات Mac OSX Apple نشده است. دلیلی برای این وجود دارد. Apple مجوز Mac OSX را به گونهای نمیدهد که بتوان آن را روی سختافزار غیر Apple مجازی کرد و Apple محصول مجازیسازی آماده برای سازمانها برای پلتفرم خودش ندارد. تنها راه مجازیسازی Mac OSX خرید مجوزهای کامل اضافی برای هر نمونه سیستمعامل است که اکثر مزایای هزینهای این رویکرد را حذف میکند و اجرای آن روی یک محصول مجازیسازی مبتنی بر میزبان مانند VMWare Fusion یا Parallels که برای استفاده در بالای یک دسکتاپ و نه بهعنوان یک محصول درجه سرور طراحی شدهاند. این یک شکاف اصلی در پرتفولیوی Mac OSX است و یکی از راههایی که Apple همچنان در پشت بقیه بازار در قابلیت و درک نیازهای مشتریان کسبوکاری خود قرار دارد. اگر Apple استراتژی صدور مجوز خود را در مورد مجازیسازی تغییر میداد، Mac OSX بهعنوان یک سیستمعامل بسیار محبوب و مفید برای مجازیسازی هم از دیدگاه سرور و هم دسکتاپ ثابت میشد.
مجازیسازی فرصت بزرگی برای کاهش هزینه و افزایش بهرهوری در حالی که ریسک را برای کسبوکارهای با هر اندازهای و با بودجههایی تا پایینترین صفر کاهش میدهد. بسیاری از فناوریها بهبودهای مهمی برای کسبوکارها وعده میدهند اما اکثر ارزش مشکوکی ایجاد میکنند در حالی که هزینه واقعی تحمیل میکنند. مجازیسازی ارزش واقعی و قابل اندازهگیری میآورد در حالی که اغلب هیچ هزینهای ندارد و اغلب فوراً هزینهها را کاهش میدهد. برای بسیاری از کسبوکارها، مجازیسازی فناوری است که همیشه رویای آن را داشتند و در واقع امروز در دسترس است.
