کالاییسازی معماری
من اغلب از «خط کالا» در حال حرکت صحبت میکنم؛ این خط اساساً بر تمام فناوریها، از جمله طراحیها، تأثیر میگذارد. اساساً، وقتی هر فناوری جدیدی عرضه میشود، بسیار اختصاصی، پیچیده و گرانقیمت خواهد بود. با گذشت زمان، فناوری به سمت باز بودن، سادگی و ارزانی پیش میرود. در یک نقطه، هر فناوری معینی آنقدر در آن جهت پیش میرود که از خط «کالا» عبور میکند و از یک مزیت رقابتی منحصربهفرد به یک کالا تبدیل میشود که برای تقریباً همه قابل دسترس است.
معماری سیستمها از این نظر با سایر فناوریها تفاوتی ندارد، فقط یک موضوع بزرگتر و کمتر قابل تعریف است. اما اگر به معماری سیستمها، بهویژه در چند دهه اخیر نگاه کنیم، میتوانیم به راحتی ببینیم که سرورها، ذخیرهسازی و سیستمهای کامل از بسیار اختصاصی به سمت کالا حرکت میکنند. سیستمها پیچیده بودند و در حال ساده شدن هستند، گران بودند و در حال ارزان شدن هستند، اختصاصی بودند و در حال باز شدن هستند.
به طور سنتی با سیستمهایی کار میکردیم که سیستمعاملهای فیزیکی روی سختافزار فلزی عریان بودند. اما مجازیسازی آمد و این را انتزاعی کرد. مجازیسازی بسیاری از بلوکهای سازنده برای کالاییسازی سیستمها را به ما داد. خود مجازیسازی بسیار سریع کالایی شد و امروز بازاری لبریز از هایپروایزرها و ابزارهای رایگان، باز و کاملاً سازمانی داریم که مجازیسازی را حتی چندین سال پیش کاملاً کالایی کرده است.
ذخیرهسازی به روشی مشابه حرکت کرد. ابتدا ذخیرهسازی محلی مستقل وجود داشت. سپس انقلاب SAN در دهه ۱۹۹۰ میلادی قدرت را از طریق انتزاع و ادغام ذخیرهسازی به ما داد. سپس جنبش ذخیرهسازی محلی تکثیر شده آن انتزاع پیچیده و گران را به وضعیتی قابل اعتمادتر، بازتر و سادهتر منتقل کرد.
اکنون این حرکت مشابه را در لایههای هماهنگسازی و مدیریت مجازیسازی و ذخیرهسازی شاهد هستیم. هایپرکانورجنس در حال حاضر اکثر اجزای معماری سیستمها را میگیرد و آنها را در یک واحد منسجم و هوشمند ادغام میکند که امکان کاهش درک انسانی و نیروی کار را فراهم میکند در حالی که قابلیت اطمینان، دوام و کارایی سیستم را بهبود میبخشد. کل فضای معماری سیستمها به سرعت به سمت کالاییسازی در حال حرکت است. هنوز به طور کامل کالایی نشده، اما تغییر بسیار در جریان است.
مانند هر فضایی، طول میکشد تا کالاییسازی در بازار نفوذ کند. صرفاً به این دلیل که سیستمها کالایی شدهاند به این معنا نیست که بقایای غیرکالایی برای مدت طولانی در استفاده باقی نمیمانند یا اینکه جنبههای اختصاصی (غیرکالایی) خاص از بین میروند. امروز، برای مثال، کالاییسازی معماری سیستمها به شدت محدود به فضای بازار SMB است زیرا محدودیتهای فوقانی مؤثری برای رشد هایپرکانورجنس وجود دارد که هنوز باید برطرف شوند، اما با گذشت زمان برطرف خواهند شد.
آنچه امروز شاهد آن هستیم حرکتی از پیچیده به ساده در فضای کلی معماری است و این را برای چندین سال ادامه خواهیم داد چرا که فناوریهای کالا بالغ میشوند، گسترش مییابند، خود را ثابت میکنند، شناخته میشوند و غیره. ظهور آنچه میتوانیم بگوییم فناوریهای کالایی خواهند بود اتفاق افتاده، اما فضا هنوز کالایی نشده. این یک لحظه جالب است که به نظر میرسد دیدگاه بسیار روشنی از آینده داریم، دامنهای که میتوانیم مزایای آن را امروز درک کنیم، اکثریت سیستمها و تفکری که در حوزه اختصاصی قدیمی قرار دارند و مسیری نسبتاً روشن به جلو به عنوان یک صنعت، هم در تمرکز فناوری و هم در آموزش، که به ما اجازه میدهد سریعتر کالاییسازی کنیم.
بسیاری احساس میکنند که سیستمها بیش از حد پیچیده میشوند، اما عکس آن درست است. مجازیسازی، سیستمهای ذخیرهسازی مدرن، لایههای هماهنگسازی ابری و هایپرکانورجنس همه با هم ترکیب میشوند تا ابتدا اجزای معماری فردی و سپس طراحی معماری به عنوان یک کل را کالایی کنند. حرکت به سمت سادگی، باز بودن و کارایی در حال وقوع است، قابل مشاهده است و با سرعت بسیار سالمی در حال پیشرفت است. آینده معماری سیستمها به وضوح به سمتی است که متخصصان IT را از صرف وقت زیاد برای فکر کردن درباره طراحی سیستمها آزاد میکند و زمان بیشتری را برای فکر کردن درباره نحوه ایجاد مزیت رقابتی برای سازمانهای خود اختصاص میدهد.
