نگاهی به ذخیرهسازی در کسبوکارهای کوچک و متوسط
ذخیرهسازی مشکل سختی است که باید حل شود. برای کسبوکارها ذخیرهسازی دشوار است چون اغلب شامل هزینههای سنگین برای آنچه دستاوردهای مبهمی به نظر میرسند میشود. اکثر مدیران ارشد نیاز به «ذخیره» کردن چیزها را میفهمند اما درک بسیار کمی از کارایی، روشهای دسترسی، محاسبات افزونگی و ریسک، پشتیبانگیری و بازیابی بعد از فاجعه دارند. این کار فناوری اطلاعات را دشوار میکند چون باید توضیح دهیم چرا بودجهها باید اغلب بسیار بزرگ باشند برای آنچه برای ذینفعان کسبوکار یک سیستم نامرئی به نظر میرسد.
برای فناوری اطلاعات، ذخیرهسازی دشوار است چون سیستمهای ذخیرهسازی پیچیده هستند — اغلب پیچیدهترین سیستم در یک کسبوکار کوچک و متوسط — و اغلب به دلیل هزینه و مرکزیسازی در تعداد بسیار کمی در یک کسبوکار وجود دارند. این به این معناست که اکثر کسبوکارهای کوچک و متوسط، اگر هر سیستم ذخیرهسازی داشته باشند، تنها یکی دارند و برای مدت بسیار طولانی آن را نگه میدارند. این فقدان مواجهه گسترده با سیستمهای ذخیرهسازی در کنار نیاز نسبتاً نادر به تعامل با سیستمهای ذخیرهسازی، بخشهای فناوری اطلاعات کسبوکارهای کوچک و متوسط را با یک آیتم بودجه بزرگ با اهمیت حیاتی برای کسبوکار رها میکند که درصد کمی از محدوده «وظایف» آنها را تشکیل میدهد و در واقع تجربه بسیار کمی بر روی آن دارند — ذاتاً به ماهیت موضوع. سایر حوزههای فناوری اطلاعات برای آزمایش، تست و آموزش بسیار قابل دسترستر هستند.
بین این دو چالش اصلی، با محصولی روبرو هستیم که بهطور کلی هم توسط مدیریت و هم توسط فناوری اطلاعات بد درک میشود. ذخیرهسازی آنقدر بد درک میشود که اغلب بخشهای فناوری اطلاعات حتی از آنچه نیاز دارند آگاه نیستند و اغلب بیش از دارت پرتاب کردن به صفحه هدف ذخیرهسازی انجام نمیدهند و از هر جایی که دارتها فرود میآیند شروع میکنند — و اغلب با تماس با فروشندگان به جای مشاوران شروع میکنند که آنها را در مسیر «تصمیم از قبل گرفته شده» قرار میدهد در حالی که ظاهراً مشاوره میگیرند.
فروشندگان ذخیرهسازی، که همه اینها را میدانند، کمکی به بهبود وضعیت نمیکنند زیرا وقتی تماسی بین یک کسبوکار کوچک و متوسط و یک فروشنده برقرار میشود، به نفع فروشنده نیست که مشتری را آموزش دهد چون مشتری قبلاً تصمیم گرفته به آن فروشنده مراجعه کند پیش از داشتن اطلاعات لازم. پس فروشنده فقط میخواهد آنچه موجود دارد را بفروشد. به ندرت یک فروشنده ذخیرهسازی واحد طیف گستردهای از محصولات در خطوط خود دارد، بنابراین رفتن مستقیم به سراغ یک فروشنده قبل از دانستن دقیقاً اینکه چه نیازی وجود دارد میتواند بسیار بیشتر به سمت این برود که مشتری عملاً قبلاً تصمیم به خرید چه چیزی گرفته تا در سایر حوزههای فناوری و این میتواند باعث شود هزینهها چندین برابر آنچه لازم است متفاوت باشند.
مثال: اکثر فروشندگان سرور طیف گستردهای از سرورها هم در خانواده x64 و همچنین ماشینهای RISC بزرگ مقیاس و محصولات دیگر تخصصی ارائه میدهند. اکثر فروشندگان ذخیرهسازی زیرمجموعه کوچکی از محصولات ذخیرهسازی ارائه میدهند که تنها SAN یا تنها NAS یا تنها ذخیرهسازی «مینفریم» کلاس یا تنها ذخیرهسازی کوچک و غیر تکرارشده و غیره ارائه میدهند. تنها تعداد بسیار کمی از فروشندگان طیف گستردهای از محصولات ذخیرهسازی دارند که اکثر نیازها را برآورده کند و حتی بهترین آنها فاقد مقیاس کامل بازار هستند که هم بازار کسبوکارهای کوچکتر و هم بازارهای متوسط و سازمانی را پوشش دهند.
پس از اینجا کجا میرویم؟ واضح است که این یک چالش جدی برای غلبه است.
گزینه واضح، که شرکتها نباید آن را رد کنند، مراجعه به یک مشاور ذخیرهسازی است. کسی که یک راهحل را دوباره نمیفروشد یا حداقل یک راهحل واحد نمیفروشد بلکه مجموعه کاملی از راهحلها دارد که میتواند از میان آنها انتخاب کند و کسی که قادر خواهد بود یک راهحل با هزینه کم ۱,۰۰۰ دلاری و همچنین یک راهحل ۱,۰۰۰,۰۰۰ دلاری ارائه دهد — کسی که NAS، SAN، ذخیرهسازی مقیاسپذیر، تکرار، تبدیل اضطراری و غیره را میفهمد. هنگام مراجعه به مشاورتان فرض نکنید که میدانید هزینههایتان چقدر خواهد بود — عوامل بسیار، بسیاری وجود دارد و با در نظر گرفتن دقیق آنها ممکن است بتوانید بسیار کمتر از آنچه پیشبینی کردهاید خرج کنید. اما بودجه را در ذهن داشته باشید، ریسکگریزی را به خوبی مستند کنید، هزینههای خرابی را محاسبه کنید و مجموعه کاملی از سناریوهای استفاده از ذخیرهسازی پیشبینیشده داشته باشید.
اما مراجعه به یک مشاور قطعاً تنها مسیر نیست. انجام تحقیق خودتان، یادگیری اصول اولیه و پیروی از یک فرآیند تصمیمگیری ساختارمند میتواند شما را اگر نه به راهحل درست، حداقل به خوبی در مسیر درست قرار دهد. چهار ملاحظه اصلی هنگام بررسی ذخیرهسازی وجود دارد: عملکرد (چگونگی استفاده و دسترسی به ذخیرهسازی)، ظرفیت، سرعت و قابلیت اطمینان.
اولین عامل، عملکرد، بیشترین نادیده گرفته شده و کمترین درک شده است. در واقع، حتی اگرچه این اساسیترین نگرانی است، اغلب صرفاً زیر فرش پنهان میشود و فراموش میشود. میتوانیم این سوال را با پرسیدن از خودمان «چرا ذخیرهسازی میخریم؟» پاسخ دهیم.
بیایید این را بهطور سیستماتیک بررسی کنیم. دلایل زیادی وجود دارد که ذخیرهسازی میخریم. اینجا چند مورد رایج هستند: کاهش هزینهها نسبت به داشتن مقادیر زیادی ذخیرهسازی به صورت محلی بر روی سرورها یا دسکتاپهای فردی، مرکزی کردن مدیریت دادهها، افزایش کارایی و دسترسپذیرتر کردن دادهها در صورت خرابی سیستم.
دانستن اینکه کدام یک از این عوامل — یا اگر عامل دیگری در اینجا فهرست نشده — شما را به سمت ذخیرهسازی مشترک هدایت میکند مهم است زیرا احتمالاً نقطه شروعی در فرآیند تصمیمگیری شما فراهم خواهد کرد. تا زمانی که ندانیم چرا به ذخیرهسازی مشترک نیاز داریم، نمیتوانیم به عملکرد آن ذخیرهسازی نگاه کنیم که همانطور که میدانیم اساسیترین عامل تصمیمگیری است. اگر نمیتوانید عملکرد ذخیرهسازی را تعیین کنید، میتوان با خیال راحت فرض کرد که ذخیرهسازی مشترک اصلاً نیاز نیست. از اتخاذ این تصمیم نترسید، اکثریت قریب به اتفاق کسبوکارهای کوچک نیاز کم یا هیچ به ذخیرهسازی مشترک ندارند.
وقتی عملکرد ذخیرهسازی مشترک خود را تعیین کردیم، اکنون میتوانیم نسبتاً بهراحتی ظرفیت و نیازهای کارایی را تعیین کنیم. ظرفیت سادهترین و آشکارترین عملکرد ذخیرهسازی است. کارایی یا سرعت بیان و توضیح آن آسان است اما کمی دشوارتر است که کمیت آن را تعیین کنیم زیرا IOPS در بهترین حالت یک مفهوم مبهم و در بدترین حالت کاملاً غلط درک میشود. IOPS در طعمهای مختلف وجود دارد و نگرانیهایی در مورد دسترسی تصادفی، دسترسی ترتیبی، سرعتهای پیک، تأخیر و نرخهای پایدار وجود دارد و سپس تفاوتها بین خواندن و نوشتن! حتی تعیین کارایی مورد نیاز — چه برسد به کارایی مورد انتظار یک دستگاه — دشوار است. اما با تحقیق دقیق، این قابل دستیابی و اندازهگیری است.
آخرین عامل ما قابلیت اطمینان است. این مانند عملکرد به نظر میرسد یک نقطه ضعف مکرر برای متخصصان فناوری اطلاعات است که به دنبال حرکت به سمت ذخیرهسازی مشترک هستند. مهم است — نه، کاملاً حیاتی است — که ایده اینکه ذخیرهسازی «فقط یک سرور دیگر» است در ذهن نگه داشته شود و مفاهیم افزونگی و قابلیت اطمینانی که برای سرورهای معمولی اعمال میشوند به طور برابر برای سیستمهای ذخیرهسازی مشترک اختصاصی اعمال میشوند. در تقریباً همه موارد، سیستمهای ذخیرهسازی سازمانی بر روی سرورهای سازمانی ساخته شدهاند — همان شاسی، همان درایوها، همان اجزا. آنچه اغلب گیجکننده است این است که حتی کسبوکارهای کوچک و متوسط به سراغ سیستمهای ذخیرهسازی متوسط یا بالا میروند تا از سرورهای سطح پایینتر پشتیبانی کنند که گاهی میتواند باعث شود سیستمهای ذخیرهسازی به همان اندازه که سرورهای بزرگ آهنی برای کسی که فقط به سختافزار سرور کالایی عادت دارد اسرارآمیز به نظر برسند. اما گول نخورید، همان اصول قابلیت اطمینان اعمال میشود و باید ریسک را دقیقاً به همان روشی که همیشه داشتهاید (یا باید داشته باشید) ارزیابی کنید تا تجهیزات مناسب برای خود را تعیین کنید.
صرف وقت برای ارزیابی، تحقیق و درک نیازهای ذخیرهسازی بسیار مهم است زیرا سیستم ذخیرهسازی شما احتمالاً برای مدت بسیار طولانی به عنوان یک جزء ستونفقرات شبکه شما باقی خواهد ماند به دلیل هزینه بسیار بالا و پیچیدگی جایگزینی آن. برخلاف آخرین نسخه Microsoft Office، خرید یک سیستم ذخیرهسازی مشترک جدید تأثیر مستقیمی بر دسکتاپ یک مدیر ارشد ایجاد نخواهد کرد و بنابراین فاقد جذابیت لازم برای هدایت «بهروزرسانیهای ویژگی» هستند.
حالا که گزینههایمان جلوی ما هستند میتوانیم شروع به بررسی محصولات واقعی کنیم. بر اساس تحقیقات عملکردی ما اکنون باید بتوانیم تعیین کنیم که آیا به SAN، NAS یا هیچکدام نیاز داریم. در بسیاری از موارد — بسیار بیشتر از آنچه مردم تصور میکنند — هیچکدام انتخاب درست است. اغلب اضافه کردن درایو به سرورهای موجود یا اتصال یک شاسی درایو DAS در صورت لزوم مقرونبهصرفهتر و قابلاطمینانتر از انجام چیزی پیچیدهتر است. این نباید نادیده گرفته شود. در واقع، اگر DAS نیاز موجود را برطرف کند، نادر است که چیز دیگری اصلاً منطقی باشد. سادگی بهترین دوست مدیر فناوری اطلاعات است.
مواقع زیادی هست که DAS نیاز فعلی را برآورده نمیکند. ذخیرهسازی مشترک قطعاً جایگاه خود را دارد، حتی اگر فقط برای به اشتراک گذاشتن فایلها بین کاربران دسکتاپ باشد. با سیستمهای مجازیسازی مدرن امروز، ذخیرهسازی مشترک روزبهروز محبوبتر میشود — اگرچه حتی در آنجا هم DAS احتمالاً خیلی بیشتر از آنچه ممکن است به خوبی نیازهای موجود را برآورده کند اجتناب میشود.
با استثنای نادر وقتی ذخیرهسازی مشترک مورد نیاز است، NAS جایی است که باید مراجعه کرد. NAS مخفف Network Attached Storage (ذخیرهسازی متصل به شبکه) است. NAS رفتار یک فایلسرور را تقلید میکند (NAS صرفاً یک فایلسرور است که به صورت یک لوازم جانبی بستهبندی شده) و مدیریت و درک آن را آسان میکند. NAS تمایل دارد چند منظوره باشد و جایگزین فایلسرورهای سنتی شود و اغلب به عنوان پشتیبان مشترک برای مجازیسازی استفاده شود. NAS با پروتکلهای NFS و CIFS مشخص میشود اما بهطور غیرمعمول نخواهیم دید که HTTP، FTP، SFTP، AFS و دیگران نیز در دستگاههای NAS موجود باشند. NAS به عنوان یک رابط عمل میکند که به سیستمهای Windows و UNIX اجازه میدهد بهراحتی با یکدیگر فایل به اشتراک بگذارند در حالی که تنها نیاز به کار با پروتکلهای بومی خود دارند. NAS معمولاً به عنوان ذخیرهسازی مشترک برای vSphere VMware، Citrix XenServer، Xen و KVM استفاده میشود. با NAS استفاده از ذخیرهسازی مشترک شما در نقشهای مختلف و دستیابی به استفاده خوب از سیستم ذخیرهسازی مشترک آسان است.
NAS همیشه نیازهای ما را برآورده نمیکند. برخی برنامههای کاربردی خاص همچنان به ذخیرهسازی مشترک نیاز دارند اما نمیتوانند از پروتکلهای NAS استفاده کنند. قابل توجهترین محصولاتی که تحت تأثیر این موضوع قرار میگیرند HyperV Microsoft، پایگاههای داده و کلاسترهای سرور هستند. پاسخ برای این محصولات SAN است. SAN یا Storage Area Networking (شبکهسازی حوزه ذخیرهسازی) یک مفهوم دشوار است و حتی در بهترین حالت دستهبندی آن دشوار است. مانند NAS که صرفاً روش متفاوتی برای ارائه فایلسرورهای سنتی است، SAN واقعاً فقط روش متفاوتی برای ارائه دیسکهای مستقیم متصل است. در حالی که تفاوتها بین SAN و DAS ممکن است آشکار به نظر برسد، در واقع تمایز بین آنها در بهترین حالت مبهم و در بدترین حالت غیرممکن است. SAN و DAS معمولاً پروتکلها، شاسیها، محدودیتها و رسانه را با هم به اشتراک میگذارند. بسیاری از دستگاههای SAN میتوانند متصل و به عنوان DAS استفاده شوند. و اکثر دستگاههای DAS میتوانند به یک سوئیچ متصل شوند و به عنوان SAN استفاده شوند. در واقع ما معمولاً از این اصطلاحات برای اشاره به سناریوی استفاده آنها بیشتر از هر چیزی استفاده میکنیم.
استفاده موثر از SAN به دلایل زیادی دشوار است. اول این است که درک ضعیفی از آن وجود دارد. SAN در واقع ساده است — آنقدر ساده که درک آن بسیار دشوار است و آن را بهطور شگفتانگیزی پیچیده میکند. SAN در واقع صرفاً DAS است که انتزاعی شده، پارتیشنبندی مجدد و دوباره به عنوان DAS به هاستها ارائه شده است. اصطلاح «ذخیرهسازی مشترک» گیجکننده است زیرا در حالی که فناوری SAN، مانند NAS، میتواند اجازه دهد چندین هاست به یک سیستم ذخیرهسازی واحد متصل شوند، هیچ نوع میانجیگری برای هاستهای متصل به یک سیستم فایل یکسان ارائه نمیدهد. NAS هوشمند است و این موضوع را مدیریت میکند و «اشتراکگذاری» ذخیرهسازی مشترک را آسان میکند. SAN نمیکند، خیلی ساده است. SAN آنقدر ساده است که آنچه در واقع اتفاق میافتد این است که صرفاً یک هارد دیسک واحد (هرقدر هم انتزاعی باشد) به کنترلرهای روی چندین هاست سیمکشی میشود. وقتی ذخیرهسازی مشترک به معنای اتصال دو سرور به یک کابل SCSI واحد بود، تصور این موضوع آسان بود. امروز با انتزاعهای SAN و رایج بودن NAS، اکثر شرکتهای فناوری اطلاعات فراموش خواهند کرد که SAN چه کاری انجام میدهد و ممکن است فاجعه رخ دهد.
SAN قطعاً جایگاه خود را دارد، اما SAN استفاده و مدیریت آن پیچیده و بسیار محدودکننده است. اغلب هم بسیار گران است. قاعده کلی با SAN این است: مگر اینکه به SAN نیاز داشته باشید، از چیز دیگری استفاده کنید. به همین سادگی. SAN باید از آن اجتناب شود تا زمانی که تنها گزینه باشد و وقتی هست، گزینه درست است. به ندرت — اگر اصلاً — به دلایل کارایی یا هزینه انتخاب میشود زیرا معمولاً کارایی کمتری دارد و هزینه بیشتری نسبت به سایر گزینهها دارد. اما وقتی HyperV را پشتیبانی میکنید یا یک کلاستر پایگاه داده میسازید هیچ گزینه دیگری برای شما نخواهد بود. برای اکثر موارد استفاده در یک کسبوکار کوچک و متوسط، استفاده موثر از SAN نیاز خواهد داشت که یک NAS در جلوی آن قرار گیرد تا ذخیرهسازی را به اشتراک بگذارد.
NAS اکثریت سناریوهای استفاده از ذخیرهسازی مشترک را تشکیل میدهد. ساده، خوب درک شده و انعطافپذیر است.
بسیاری — اگر نه اکثر — لوازم جانبی ذخیرهسازی مشترک امروز هم SAN و هم NAS را مدیریت خواهند کرد و تفاوت بین این دو بیشتر از هر چیزی در استفاده، پروتکلها و ایدئولوژی آنها است. اغلب دستگاههای فیزیکی مشابه هستند اگر نه یکسان، مانند فناوریهای اتصال امروز.
بیش از هر چیز، داشتن اهداف خاص در ذهن هنگام جستجو برای ذخیرهسازی مشترک مهم است. این اهداف را یادداشت کنید و هر فناوری و محصولی را بررسی کنید تا ببینید چگونه یا آیا این اهداف را برآورده میکنند. از تصمیمگیریهای واکنشی استفاده نکنید یا بر اساس مواد بازاریابی یا آنچه به نظر میرسد شتاب بازار است کار نکنید. با تعیین اینکه آیا ذخیرهسازی مشترک اصلاً یک نیاز است شروع کنید. اگر چنین است، تعیین کنید آیا NAS نیازهای شما را برآورده میکند. اگر نه، به SAN نگاه کنید. ذخیرهسازی یک سرمایهگذاری عظیم است، وقت بگذارید به جایگزینها نگاه کنید، تحقیقات زیادی انجام دهید و تنها بعد از کاهش حوزه به چند محصول رقیب خاص — برای جزئیات نهایی و قیمتگذاری به فروشندگان مراجعه کنید.
