تأسیس ۲۰۰۸ · نسخهٔ دیجیتال · 19 ژوئن 2026

SMB IT Journal

منبع فناوری اطلاعات برای کسب‌وکارهای کوچک

فارسی
شبکه‌سازی

یک شبکه بزرگ و مسطح

یک گرایش طبیعی وجود دارد که شبکه‌ها به طور غیرضروری پیچیده می‌شوند. اما نگه‌داشتن شبکه‌ها به صورت تمیز و ساده ارزش زیادی دارد. شبکه‌های ساده مدیریت آسان‌تری دارند، عملکرد بهتری ارائه می‌دهند و قابل اعتمادتر هستند و در عین حال به طور کلی هزینه کمتری دارند. هر شبکه به سطح متفاوتی از پیچیدگی نیاز دارد و شبکه‌های بزرگ مطمئناً به سطح گسترده‌ای از آن نیاز خواهند داشت، اما کسب‌وکارهای کوچک اغلب می‌توانند شبکه‌ها را به شدت ساده نگه دارند که این خود بخشی از چیزی است که کسب‌وکارهای کوچک‌تر را چابک‌تر و کم هزینه‌تر می‌کند و به آن‌ها مزیتی نسبت به رقبای بزرگ‌تر می‌دهد. این مزیتی است که باید از آن بهره ببرند زیرا از مزیت سازمانی مقیاس محروم هستند.

دو روش برای نگاه کردن به پیچیدگی شبکه وجود دارد. اول شبکه فیزیکی است – تنظیم واقعی سوئیچ‌ها و روترهایی که شبکه را تشکیل می‌دهند. دوم شبکه منطقی است – نحوه تقسیم‌بندی محدوده آدرس‌های IP، محل وجود موانع مسیریابی و غیره. هر دو هنگام بررسی پیچیدگی شبکه مهم هستند.

هدف هر شبکه‌ای باید این باشد که تا جای ممکن ساده باشد در حالی که همه اهداف و الزامات شبکه را برآورده کند.

اولین جنبه‌ای که به آن می‌پردازیم شبکه فیزیکی مسطح است. کاهش یک شبکه فیزیکی به حالت مسطح می‌تواند تأثیر شگفت‌انگیزی بر عملکرد و قابلیت اطمینان آن شبکه داشته باشد. در یک شبکه بسیار کوچک این می‌تواند به معنای کار با یک سوئیچ واحد برای همه اتصالات باشد. معمولاً این فقط برای کوچک‌ترین شبکه‌ها امکان‌پذیر است زیرا سوئیچ‌ها به ندرت بیش از چهل و هشت یا احتمالاً پنجاه و دو پورت دارند. اما برای بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک این کاملاً ممکن است. ممکن است برای یک ساختمان نیاز به کابل‌کشی اضافی باشد تا همه اتصالات به یک مکان مرکزی برگردند، اما اغلب قابل دستیابی است – حداقل به صورت سایت به سایت. بسیاری از کسب‌وکارهای امروزی چندین مکان دارند یا کارکنانی دارند که از خانه کار می‌کنند و این می‌تواند چالش‌های شبکه را بسیار بیشتر کند، اگرچه در آن موارد هر مکان می‌تواند به دنبال سادگی خود باشد.

با رشد شبکه، مفهوم سوئیچ واحد می‌تواند با استفاده از مفهوم استک‌کردن سوئیچ‌ها گسترش یابد. سوئیچ‌های استک‌شده یک فابریک سوئیچینگ یا بک‌پلین مشترک دارند. وقتی استک می‌شوند مثل یک سوئیچ واحد رفتار می‌کنند اما با پورت‌های بیشتر. (برخی سوئیچ‌ها اشتراک بک‌پلین واقعی دارند و برخی این را با پورت‌های آپلینک بسیار پرسرعت با مدیریت مشترک از طریق آن پورت شبیه‌سازی می‌کنند.) یک استک سوئیچ به عنوان یک سوئیچ واحد مدیریت می‌شود و مدیریت شبکه را برای یک استک نسبت به یک سوئیچ واحد دشوارتر، پیچیده‌تر یا وقت‌برتر نمی‌کند. معمولاً یک استک سوئیچ می‌تواند به حداقل سیصد پورت یا بیشتر رشد کند. این اجازه می‌دهد رشد فیزیکی سایت بسیار بزرگ‌تر شود قبل از نیاز به ترک رویکرد سوئیچ واحد.

در برخی موارد، برخی از شاسی‌های سوئیچ ماژولار بزرگ حتی بزرگ‌تر از این می‌شوند و اجازه می‌دهند چهارصد یا بیشتر پورت در یک سوئیچ واحد اما در یک شاسی سوئیچینگ سازمانی "شبیه به بلید" قرار گیرند.

با خلاقیت و نگاه به راه‌حل‌های ساده و زیبا، کاملاً ممکن است حتی یک شبکه نسبتاً بزرگ را در یک فابریک سوئیچینگ واحد نگه داشت و اجازه داد همه اتصالات شبکه یک بک‌پلین واحد را به اشتراک بگذارند.

حوزه دومی که باید بررسی کنیم پیچیدگی منطقی شبکه است. حتی در شبکه‌های فیزیکی ساده، معمول است که کسب‌وکارهای کوچک مقدار قابل توجهی از زمان و انرژی را صرف پیاده‌سازی زیرشبکه‌ها یا VLANهای غیرضروری و تمام سربارهایی که همراه آن‌ها می‌آیند کنند.

زیرشبکه‌بندی به ندرت در یک کسب‌وکار کوچک یا حتی متوسط‌تر ضروری است. به طور سنتی، برگردیم به دهه ۱۹۹۰، خیلی معمول بود که بخواهیم زیرشبکه‌ها را به حداکثر ۲۵۶ دستگاه (یا زیرشبکه /24) محدود کنیم به دلیل برخورد بسته‌ها، پخش‌ها و سایر مشکلات عملی. این در آن دوره کاملاً منطقی بود وقتی هاب‌ها به جای سوئیچ‌ها استفاده می‌شدند و پخش‌ها رایج بودند و پهنای باند شبکه خوش‌شانس بود که ۱۰ مگابیت بر ثانیه در یک باس مشترک باشد. شبکه‌های امروزی با پخش سبک، بدون برخورد، کانال اختصاصی ۱ گیگابیت بر ثانیه بار شبکه را به شیوه‌ای کاملاً متفاوت تجربه می‌کنند. در آن زمان ۲۵۶ دستگاه در یک زیرشبکه یک شبکه بسیار بزرگ بود، اما امروز داشتن بیش از ۱٬۰۰۰ دستگاه در یک زیرشبکه مشکلی نیست.

این تغییرات در نحوه رفتار شبکه‌ها به این معنی است که کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تقریباً هرگز نیازی به زیرشبکه‌بندی به دلایل مقیاس ندارند و می‌توانند راحت از یک زیرشبکه واحد برای کل کسب‌وکار خود استفاده کنند که پیچیدگی را کاهش می‌دهد و مدیریت شبکه را آسان‌تر می‌کند. بیش از یک زیرشبکه ممکن است برای پشتیبانی از تقسیم‌بندی خاص شبکه مانند جداسازی شبکه‌های تولید و مهمان ضروری باشد، اما مقیاس، دلیلی که به طور سنتی برای زیرشبکه‌بندی شبکه‌ها ذکر می‌شود، تنها مشکل کسب‌وکارهای بزرگ‌تر می‌شود.

پیاده‌سازی VLANها در هر محیط کسب‌وکار کوچک نیز وسوسه‌انگیز است. زیرشبکه‌بندی و VLANها اغلب با هم مرتبط هستند و اغلب اشتباه گرفته می‌شوند، اما زیرشبکه‌ها اغلب بدون VLANها وجود دارند، در حالی که VLANها بدون زیرشبکه‌ها وجود ندارند.

در محیط‌های بزرگ، VLANها یک نتیجه مفروض هستند و به سادگی فرض می‌شود که وجود خواهند داشت. این ذهنیت اغلب به سازمان‌های کوچک‌تر فیلتر می‌شود که اغلب وسوسه می‌شوند این را به کسب‌وکارهایی اعمال کنند که فاقد مقیاسی هستند که مدیریت VLAN را منطقی می‌کند. VLANها باید در شبکه کسب‌وکارهای کوچک نسبتاً غیرمعمول باشند.

رایج‌ترین جایی که VLANها را در جایی می‌بینم که نیازی به آن‌ها نیست در شبکه‌های Voice over IP یا VoIP است. این یک فرض رایج است که VoIP نیازهای خاصی دارد که به پشتیبانی VLAN نیاز دارد. این درست نیست. VoIP و QoS که گاهی نیاز دارد بدون VLANها در دسترس هستند و اغلب بدون آن‌ها بهتر کار می‌کنند.

VLANها واقعاً تنها زمانی مهم می‌شوند که مدیریت در مقیاس بزرگ مورد نیاز باشد (جایی که مقیاس بزرگ‌تر از آن چیزی است که یک زیرشبکه واحد می‌تواند تأمین کند) و نمی‌توان آن را از نظر فیزیکی جدا کرد یا زمانی که امنیت لایه شبکه خاصی مورد نیاز است که در بازار SMB نسبتاً نادر است. VLANها بسیار مفید هستند و جای خودشان را دارند. VLANها اغلب استفاده می‌شوند اگر شبکه مهمان اختصاصی مورد نیاز باشد اما به طور کلی در یک کسب‌وکار کوچک دسترسی مهمان از طریق اتصال مستقیم مهمان به اینترنت به جای یک شبکه قرنطینه برای مهمانان ارائه می‌شود.

رایج‌ترین کاربرد عملی یک VLAN در یک SMB احتمالاً یک DMZ باغ دیواردار طراحی شده برای دسترسی از راه دور BYOD قرنطینه‌شده است که دستگاه‌های BYOD مانند مهمانان اتصال برقرار می‌کنند اما توانایی دسترسی به منابع دسترسی از راه دور مانند پروتکل‌های RDP، ICA یا PCoIP را دارند. VLANها همچنین برای ساخت DMZهای سنتی برای خدمات عمومی با رویه خارجی مانند سرورهای وب و ایمیل محبوب خواهند بود – با این تفاوت که این خدمات معمولاً در شبکه محلی برای میزبانی در SMBهای امروزی نگه‌داری نمی‌شوند بنابراین این کاربرد کلاسیک VLANها در SMB به سرعت در حال محو شدن است.

یکی دیگر از موارد استفاده که در آن VLANها اغلب به طور نامناسب استفاده می‌شوند برای یک شبکه ناحیه ذخیره‌سازی یا SAN است. بهترین روش این است که یک SAN یک شبکه کاملاً مستقل (با شکاف هوایی) و از نظر فیزیکی منحصربه‌فرد باشد که با زیرساخت سوئیچینگ معمولی مرتبط نباشد. به طور کلی توصیه نمی‌شود که یک SAN با استفاده از VLANها یا زیرشبکه‌ها ایجاد شود بلکه باید روی سوئیچ‌های اختصاصی باشد.

وسوسه‌انگیز است که تنظیمات سوئیچینگ پیچیده، زیرشبکه‌های اضافی و VLANها اضافه کنیم زیرا از محیط‌های بزرگ‌تر درباره این چیزها می‌شنویم، جالب و هیجان‌انگیز هستند و به نظر می‌رسد با دشوارتر کردن نگهداری شبکه، امنیت شغلی ایجاد می‌کنند. شبکه‌های پیچیده به مهارت‌های سطح بالاتری نیاز دارند و می‌توانند روشی عالی برای استفاده از آن گواهینامه شبکه به نظر برسند. اما در طولانی مدت، این یک استراتژی شغلی و IT بد است. پیچیدگی شبکه باید در یک آزمایشگاه برای اهداف یادگیری اضافه شود، نه در شبکه‌های تولیدی. شبکه‌های تولیدی باید به ساده‌ترین، زیباترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین شکل ممکن اداره شوند.

با تلاش نسبتاً کمی، یک شبکه کسب‌وکار کوچک احتمالاً می‌تواند هم از نظر فیزیکی و هم از نظر منطقی بسیار ساده طراحی شود. هدف البته این است که تا جای ممکن به ایجاد یک ساختار شبکه واحد و مسطح نزدیک شویم که در آن همه دستگاه‌ها از نظر فیزیکی و منطقی همتا باشند و هیچ گلوگاه یا افزایش پروتکل غیرضروری وجود نداشته باشد. این عملکرد و قابلیت اطمینان را بهبود می‌بخشد، هزینه‌ها را کاهش می‌دهد و منابع IT را آزاد می‌کند تا روی وظایف مهم‌تر تمرکز کنند.

اصلاً در وبلاگ StorageCraft منتشر شده است.

برچسب‌خوردهsmb switching vlan

آگهی

SMB IT Journal — the IT resource for small business